-
شام غریبان
چهارشنبه 27 تیر 1403 10:09
تاسوعا و عاشورا تعطیل بود. حوصله آشپزی نداشتم. عصر تاسوعا سر کوچه نذری میدادند. برای اولین بار در عمرم رفتم و در صف ایستادم. صف شلوغی بود. حدود یک ساعت منتظر ماندیم تا غذا را توزیع کردند. قورمه سبزی بود و طعم خوبی داشت. عصر عاشورا از خانه بیرون آمدم، همین که در را بستم با صحنه ای عجیب مواجه شدم که اولین بار بود در...
-
نتایج انتخابات
شنبه 16 تیر 1403 08:38
شنبه هفته پیش که نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، عجیب غمگین بودم. بعد از کار، از میدان آرژانتین تا میدان حر پیاده روی کردم. کتاب خریدم و دقایقی در پارک نشستم، اما ذهنم ناآرام بود. ترس داشتم از اینکه آینده ایران تباه شود و فرصت یک زندگی معمولی را نداشته باشیم. این هفته که نتایج اعلام شد. قدری آرامش یافتم به هر...
-
تجربه معاملهگری واقعی
شنبه 2 تیر 1403 11:39
این ماه حقوقم واریز شد و من همون روز پس از کسر مبلغ اجاره و سایر هزینههای ضروری بقیه رو به دلار تبدیل کردم و به حساب کارگزاری واریز کردم. تقریبا دو روز آخر هفته روی جفت ارزها در بازار فارکس پنج پوزیشن معاملاتی داشتم. اشتباه اصلی من عدم مقایسه نوع حساب ها بود و اینکه از حساب ای سی ان استفاده کردم. در حالی که حالت...
-
چالشهای زندگی
یکشنبه 27 خرداد 1403 10:49
سهشنبه هفته پیش به همراه مدیران سرمایهگذاری و تحلیلگران بازار سرمایه، تهران را به مقصد زنجان ترک کردیم و از کارخانه اکتیو بازدید کردیم. نکته جالب این بازدید تصفیه پساب صنعتی به آب قابل مصرف برای کشاورزی و پرورش ماهی بود. پنجشنبه هفته گذشته آش دوغ درست کردم که طعم خوبی داشت، حس می کنم کمی دستپختم نسبت به ماههای...
-
گذران روزها
دوشنبه 21 خرداد 1403 11:24
قرار هست فردا یه سر برم زنجان برای بازدید از یه شرکتی که مواد شوینده تولید می کنه، فلذا روز سه شنبه امکان حضور در کلاس تکنسین داروخانه رو ندارم. به همین خاطر از یکی از بچه ها خواستم واسم ویس بگیره از کلاس با توجه به اینکه قرار هست مبحث مهمی درس بده و سهم بالایی در امتحان پایانی داره، که کلاس رو از دست ندم. اولش در...
-
معاملهگری در فارکس
سهشنبه 8 خرداد 1403 09:45
تقریبا یک روزی میشه که معاملات دمو فارکس رو شروع کردم و بیش از ده تا پوزیشن معاملاتی داشتم که چندتایی هنوز باز هست و اون هایی که بسته ام رو همه با سود خارج شدم. یک اکانت صد هزار دلاری روی گوشیم دارم و یک اکانت سیصد دلاری روی سیستم دارم. خوبی اکانت سیصد دلاری این هست که معاملات بیشتر به واقعیت نزدیک هست. اکانت صد هزار...
-
قرصهای گیاهی
دوشنبه 7 خرداد 1403 11:51
توی کلاس تکنسین داروخانه استادمون گفت برای که از بیماری های جدی مثل سرطان در امان باشید، صبح و ظهر قرص چای سبز و شب قرص زردچوبه بخورید. من این قرص ها رو به مقدار اندک در حد یکی دو ورق تهیه کردم. دیشب و امروز صبح استفاده کردم و حالم نسبت به روزهای دیگه بهتر هست. برای افسردگی قرص سرترالین مصرف میکنم و یه روز یادم رفت...
-
خاک سیاه
یکشنبه 6 خرداد 1403 12:54
برای خرید خانه تا حدودی تحت فشار هستم. از مستاجری خسته شدم. به همین خاطر بیشتر پول خود را در طلا سرمایهگذاری کردهام. همین ماجرا سبب شده است که پول نقد بسیار کمی برای گذران زندگی داشته باشم و به نوعی در فقر و فلاکت و بدبختی زندگی می کنم. از طرفی احساس می کنم خواسته هایم خیلی سریع به نیاز تبدیل میشود. بدین معنا که...
-
تنها در خانه
شنبه 5 خرداد 1403 09:57
وقتی از محل کاربه سمت خانه بر می گشتم، نان خریدم که این سه روز تعطیلات رو حتی برای خرید نان از خانه خارج نشوم. روز چهارشنبه خوراک لوبیا و قارچ درست کردم و بیشترش به خواب گذشت، تقریبا نصف روز رو خوابیدم. روز پنج شنبه حدود صد سوال از نام ژنریک و نام تجاری داروها به عنوان امتحان بخش دارو تهیه کردم. بعد که تکالیفم را...
-
نمیتونی بخری
سهشنبه 1 خرداد 1403 15:07
دیروز بعد از کار سوار اتوبوس به مقصد چهارراه استانبول شدم و تقریبا همه حقوق این ماه من برای خرید سکه صرف شد. بعدش پیاده تا میدان انقلاب رفتم توی راه ساندویج سوسیس خوردم و بعدش هم راهی نیکو صفت شدم و آش شله قلمکار سفارش دادم. وقت برگشت ویترین یه قنادی توجهم رو جلب کرد و با لذت به شیرینی ها نگاه میکردم، چون جا نداشتم...
-
سقوط بالگرد
دوشنبه 31 اردیبهشت 1403 13:45
تو این مدت که مخارجم بالا رفته و موجودی حسابم ته کشیده، برای خرید نان از کارت شهروند استفاده کردم و نان باگت نان سحر خریدم که طعم و بافتش نسبت به نان باگت معمولی یه لول بالاتر هست و قیمت بالاتری هم دارد. البته من محصولات زیادی از نان سحر رو امتحان کردم که همشون به لحاظ کیفیت و طعم نسبت به سایر موارد مشابه برتری...
-
روی ریل یادگیری
یکشنبه 30 اردیبهشت 1403 11:09
به پیشنهاد یکی از اهالی وبلاگستان فارسی تصمیم دارم در کلاس سئو و بهینه سازی برای موتورهای جستجو نام نویسی کنم که تقریبا حدود یک ماه نیمی از روزهای جمعه رو درگیرش هستم. جدیدا بخشی از تایم خالی من با کلاس های متعدد پر شده، از طرفی مشغلههام زیاد شده و علاوه بر شرکت در کلاس ها، کارهای زیادی برای انجام دادن دارم. توی...
-
دعوت به همراهی
یکشنبه 23 اردیبهشت 1403 12:10
روز پنجشنبه تنهایی رفتم نمایشگاه کتاب و در فضای نمایشگاه قدم زدم و به غرفه ناشرهای عمومی سر زدم. قصد خرید حضوری کتاب نداشتم و فقط یه سری بوک مارک و چندتا بروشور تبلیغاتی برای بررسی بیشتر جمع آوری کردم. با اینکه ساندویج خونگی داشتم اما هوس آش رشته کردم و شصت تومن واسم آب خورد. بعد که حسابم رو چک کردم پول نداشتم برای...
-
خبر هولناک
شنبه 22 اردیبهشت 1403 14:04
متاسفانه به دلیل سهل انگاری و به تعویق انداختن مداوم وظایفی که باید در زمان مشخص انجام می شد بهایی سنگین پرداخت کردم. از صبح توی شوک هستم و توان هیچ کاری ندارم مغزم داره سوت میکشه و به شدت ناراحت هستم. نمی دونم این گندی که زدم رو چطور پاک کنم یا چطور جبرانش کنم. حتی نمی دونم اگر کسی چیزی از من پرسید باید حقیقت رو بگم...
-
فرصتهای سوخته
چهارشنبه 19 اردیبهشت 1403 10:25
کلاس تکنسین داروخانه به بخش داروها رسیده و ما باید چیزی حدود نهصد دارو رو یاد بگیریم. استادمون پیشنهاد کرده که از فلش کارت برای به خاطر سپردن اطلاعات داروها استفاده کنیم. روز یکشنبه هفته آتی هم امتحان داریم. تقریبا میشه گفت به تهیه ساندویج های خونگی روی آوردم و از موفقیت های این هفته می توان به عدم خرید غذای بیرون...
-
تجربه آشپزی
دوشنبه 17 اردیبهشت 1403 09:53
توی سال جدید تصمیم گرفتم بیشتر آشپزی کنم و از اون جایی که یکشنبه ها و سه شنبه تا هشت شب کلاس دارم و تا برسم خونه ده شب شده، نیاز به یک وعده غذایی مفید دارم که انرژی من رو برای سرکلاس نشستن بعد از یک روز کاری سخت تامین کنه. ابتدا به شهروند مراجعه می کردم و نهایت یک ساندویج الویه می گرفتم که تقریبا پنجاه هزار تومان می...
-
خیابان گردی
یکشنبه 16 اردیبهشت 1403 10:07
روز چهارشنبه وقتی از محل کارم بیرون زدم تصمیم گرفتم یه سر برم امامزاده صالح، این شد که سوار بی آر تی به مقصد تجریش شدم. بعد از بازرسی های اولیه وارد امامزاده صالح شدم و ازش خواستم خودش کمک کنه پرونده کارشناسی ارشد من به خوبی و خوشی بسته بشه و بتونم پایان نامه رو انجام بدم. بعدش رفتم سمبوسه و آش شله قلمکار خوردم. یه سر...
-
پیشرفت مداوم
سهشنبه 11 اردیبهشت 1403 09:54
امروز بیست و هفتمین روزی هست که روتین پوستی رو انجام میدم و تو این مدت به طور مداوم به برنامه پایبند بودم. روزهای پنج شنبه سعی کردم بیرون برم و واسه خودم در شهر بچرخم مثلا پارک لاله، بازار و انقلاب گردی داشتم. در حد کم آشپزی کردم، سالاد و چای درست کردم و سعی کردم طوری برنامه غذایی رو تغییر بدم که از عواقب چاقی در امان...
-
تکنسین داروخانه
دوشنبه 10 اردیبهشت 1403 10:38
چند وقت پیش لیست کلاس های جهاد دانشگاهی رو چک می کردم به دوره تکنسین داروخانه برخوردم و در آن ثبت نام کردم. به نظرم اومد که خوبه یه مهارت جدید یاد بگیرم و به عنوان شغل جانبی بهش نگاه کنم. دیروز اولین جلسه از کلاس برگزار شد و مقدمات در مورد محیط داروخانه از جمله وظایف دکتر داروساز و تکنسین داروخانه گفته شد. استاد گفت...
-
مقابله با افسردگی
شنبه 25 فروردین 1403 10:09
این بار که رفتم دکتر واسش توضیح دادم که انجام دادن کارهای ساده واسم سخت شده و حوصله انجام دادنش رو ندارم. تشخیص دکتر افسردگی بود و واسم قرص سرترالین تجویز کرد. تقریبا یک هفته ای میشه که دارم با افسردگی می جنگم. روتین پوستی، رفتن به پارک، پیاده روی، آشپزی و انجام کارهای منزل از جمله فعالیت هایی است که برای رهایی از...
-
روتین پوستی
سهشنبه 21 فروردین 1403 10:50
توی تعطیلات عید چند تا کتاب خوندم، اثر مرکب تاثیرگذارترین بود. خلاصه کتاب در یه جمله بخوام بگم اینه که اگر شما در کوتاه مدت و به صورت روزمره عادات مشخصی داشته باشید در بلندمدت قطعا نتیجه رفتارتان را خواهید دید. مصداق عینی هم اینکه یکی از دوستام اومد خونمون و گفتش که چهار سال هست هر شب و هر صبح کرم آب رسان استفاده می...
-
داستان آرایشگاه
شنبه 26 اسفند 1402 09:32
روز پنج شنبه رفتم آرایشگاه واسه اصلاح صورت و ابرو، که خانم آرایشگر گفت روی بینی ات منافذ باز داری و فیشیال انجام بده و منم تسلیم شدم. بعد تموم شدن کارم برگشتم خونه ولی فکر کردن به یه خانمی که اومده بود موهاش رو کوتاه کنه منو وسوسه کرد که برگردم آرایشگاه و موهام رو کوتاه کنم. موهام رو کوتاه کردم و بعدش رنگ پر کلاغی...
-
لپ تاپ جدید
شنبه 19 اسفند 1402 13:18
توی شرکتی که من کار میکنم، محیطی که به ما اختصاص داده شده پنجره نداره و عاری از نور طبیعی هست. یکی از بچه ها رفته پیش مدیرعامل و به این مسئله اعتراض کرده که در این فضا در بلندمدت قادر به کار کردن نیست. تدبیری که مدیرعامل اندیشیده این هست که برای بچه ها لپ تاپ تهیه کنه که بچهها بتوانند از اتاق کنفرانس در ساعاتی که...
-
سرمایهگذاری جدید
دوشنبه 14 اسفند 1402 13:28
همان طور که در جریان هستید، من قصد خرید خانه دارم و دارم واسش پول جمع میکنم. تقریبا چند سالی میشه که لباس نخریدم و از سایر هزینه های غیر ضروری و خرج های بی مورد پرهیز کردم و بعضا از خورد و خوراکمم زدم. بماند که گاها حوصله غذا درست کردن نداشتم و غذای بیرون رو ترجیح دادم که یه سبک زندگی ناسالم و پر هزینه است اما دوست...
-
گذران روزها
شنبه 12 اسفند 1402 13:09
صبح ها به زور از خواب بیدار میشم و خودم رو می کشونم سر کار، عصرها بعد از کار سری به فروشگاه شهروند می زنم و یه چیزی میخرم تا شام ساده ای تدارک ببینم. بعد از خوردن شام و قرصهام در یوتیوب می چرخم و وقت گذرانی می کنم. گاهی حوصله داشته باشم کتاب می خوانم در غیر این صورت به رختخواب پناه می برم و خواب را به بیداری ترجیح...
-
خرید خانه
شنبه 28 بهمن 1402 10:48
قصد دارم تو تهران خونه بخرم یه آگهی بهم چشمک میزنه قیمت خونه یک میلیارد و دویست و سی تومنه و من اگه همه دارایی هام رو تجمیع کنم تقریبا به این عدد میرسه منتها قسمت زیادی از دارایی ام شهرستان هست و باید یه سر برم شهرستان و داراییهام رو بیارم و اینجا تبدیل به نقد کنم. نمی دونم الان خونه رو بخرم یا صبر کنم یکی دو سال...
-
صبح زود
دوشنبه 23 بهمن 1402 11:45
امروز صبح زود بیدار شدم چون توی شرکت ساعت هشت جلسه داشتم و باید زود و بدون تاخیر می رسیدم. توی مسیر که می اومدم خمیازه می کشیدم و حالا سر کار حس کار کردن ندارم و خمیازه می کشم. دوباره چهارشنبه جلسه داریم و باید یه سری فایل تحلیل برای جلسه چهارشنبه آماده کنم اما چه کنم که بدجوری خوابم میاد. چایی که آبدارچی آورد هم...
-
هدیه گران بها
شنبه 21 بهمن 1402 09:46
یکی از دوستان من رو به یه آقایی معرفی کرده، گاهی با هم صحبت می کنیم. این آقا خارج از کشور زندگی میکنه و قرار هست تعطیلات نوروز ایران بیاد. برای تولد من رفته یه کیف خریده و عکسش رو واسم فرستاد گفت این یکی از کادوهات هست. من سرچ کردم با توجه به برند و نوع کیف تقریبا یه مدل مشابه رو پیدا کردم که سه هزار دلار قیمت داشت....
-
غذای بیرون
سهشنبه 17 بهمن 1402 11:37
این روزها میرم شرکت برمیگردم خونه و روز من به فضای مجازی و خواب و کار میگذره. دیروز رفتم خرید مغازهی مورد نظر بسته بود و من بیهدف رفتم داخل یه رستوران غذا بخورم نزدیک سیصد هزار تومان برای یه جوجه کباب و سوپ هزینه کردم. امروز صبح مبلغ اندکی سود سپرده به حسابم واریز شد کمی آروم گرفتم. دوست ندارم خودم رو سرزنش کنم...
-
کارت هدیه
یکشنبه 1 بهمن 1402 11:55
تولد من ششم بهمن ماه هست، امروز شرکت به عنوان کادوی تولدم بهم کارت هدیه داد. احتمالا بخشی رو سهام بخرم و بخشی رو نقد نگه دارم برای خریدهای روزمره، شاید هم کتاب خریدم. از اینکه کادوی تولدم رو پیش پیش گرفتم خوشحالم. جدیدا قصد دارم برای آزمون دکتری شرکت کنم هر چند هنوز قضیه پایان نامه ام حل نشده اما برنامه ریزی من برای...