مهمترین اصل در معاملهگری کنترل احساسات هست. اگر نتوانید احساسات خود را کنترل کنید به سادگی مغلوب بازار میشوید. اگر معامله شما توام با ضرر بود، خونسردی خود را حفظ کنید. میتوانید با پذیرش زیان محدود از معامله خارج شوید یا اگر نسبت به بازگشت بازار خوشبین هستید اندکی صبور باشید و منتظر بازگشت روند بمانید. برای خنثی کردن ضرر دست به کارهای عجیب و غریب با شدت زیاد نزنید، مثلا باز کردن چند پوزیشن متفاوت بدون استراتژی در حجم بالا میتواند شبیه یک قایق سوراخ که راه نفوذ آب به آن رخنه کرده منجر به غرق شدن شما و از دست رفتن کل سرمایه شود. بهتر هست در این مواقع دنبال اطلاعات بیشتر باشید و نمودار را در تایم فریم های مختلف به دقت بررسی کنید و مثل یک داور خارجی به ارزیابی کارتان بپردازید. میدانید دقیقا مثل مواقعی است که در یک رابطه شدت مشکلات و احساسات زیاد است. تمام اطرافیان از دور مشکلات رابطه را میبینند و حتی ممکن است راهحلهای خوبی داشته باشند. اما شخصی که درگیر احساسات است، ممکن است راحت از خطاها چشمپوشی کند یا تصمیم به قطع ارتباط داشته باشد. مدیریت بحران برای شخصی که درگیر احساسات هست به شدت سخت هست و ممکن است از تصمیماتش آسیب ببیند. هرگز ترید نکنید اگر بر احساسات خود مسلط نیستید، چرا که سرمایه و جان شما بازیچه نیست.
خوب تبریک !!
رئیس سازمان بورس هم که دزد و کلاهبردار در اومد !!!
نمی دونم بورسها و بازارهای مالی خارجی چه جورین
ولی اینجا که بورس
لونه کلاهبردارها و سو استفاده چیاست !!!
شورای عالی بورس خارج از قاعده، از منابع سازمان به خودشون وام میلیاردی دادند. این خیلی با اختلاس که تو نهادهای دیگه اتفاق میافته فرق دارد. بازارهای مالی همواره با ریسک فراوان همراه بوده است.
زمانیکه مادرم در ۲۲ فروردین ۹۸ به خاک سپرده شد. زیاد بی تابی و گریه میکردم. دلم میخواست تمام کم کاریهایم را جبران کنم و دوباره بدستش آورم.
۲ اردیبهشت ۹۸ دخترم بدنیا آمد و انگار دوباره تمام نداشته هایم تبدیل به داشته شدند. عزیز دلم است و حاضر نیستم او را با هیچ چیز دیگر در دنیا معامله کنم.
مسلما تو هم دختر پدری هستی که دوست ندارد از دست بروی. نمیدانم ایشان در قید حیات است یا خیر؟
هر شخصی در زندگی شخصی اش استادکار است و قدر مسلم شغلش و میزان درامدش ارزش دارند اما اگر قرار باشد جان را بدهی که مال بدست بیاوری اصلا معامله خوبی نیست.
دوستی مشهدی از زمان کارشناسی ارشد دارم که در آخرین تماس تلفنی به من گفت: محمد من دیگه خودم رو بازنشسته کردم و دیگه هول و ولع اتمام کارهام و ساختن برجهای همزمان n طبقه رو ندارم. یک دونه کار برمیدارم و یواش یواش میرم جلو، هیچ عجله ای برای تموم شدنش ندارم. (شغلش از ۲۰ سال پیش تاکنون بساز و بفروشی بود و قطعا استرسهای شغل شما رو نداره ولی نصحیت خوبی به خودش کرده بود)
شما هم بهتره با تکیه بر تجاربی که داری یواش یواش بری به سمت مشاوره به افراد، کنترل و رصد پارامترهای بازار! وارد حوزه پر از ریسک سرمایه گذاری یا بالا و پایین شدنش هم نشی.
در مورد اینکه شغلی که سلامتی آدم رو تهدید کنه ارزش ادامه دادن ندارد، باهاتون موافقم. اما مسئله مهمتر در حرفه معاملهگری کنترل احساسات هست.
پست خوبی بود
از شکست هات درس بگیر و پیشرفت کن
همه باخت دادن
امیدوارمبیش از باخت هات ببری
مسئله مهمتر از باخت، نحوهی برخورد با این قضیه و ریکاوری سرمایه است.
" من تحلیلگر سهام هستم و از این راه درآمد دارم"


میدونم
توی شرح حالت
به این نکته اشاره کردی که
تحصیل کرده این رشته هستی ولی چون معدن خوندی باید دایما توی بیابونها سرگردون باشی
و یا
چون پرستاری خوندی
دایما باید توی بخش اورژانس کار کنی ؟
با تخصصت
امکان کار در بخش کم استرس تری نیست ؟
" هدفم از ترید کردن افزایش درآمد و زودتر رسیدن به خواستههام بود. استرسش کشنده است، قشنگ احتمال حمله قلبی رو برای خودم میبینم."
زودتر رسیدن به خواسته
چیزیه که بین
قماربازها
دزدها
کلاه بردارها
و امثال اونها
مشترکه
و بنوعی موتور محرکه اونهاست
سرنوشت کدوم یک از آدمهای
این دسته ها تابحال بخیر و خوشی بوده ؟
تجربه نشون داده که
معاملات سهام هم جزو همین گروه هاست
فکر می کنم تابحال آدمی رو که حمله قلبی داشته
از نزدیک ندیدی
وگرنه ترس از اون وضعیت کافیه که
بیشتر آدمها هوای کار رو داشته باشند
نه اینکه با علم به وقوعش
ادامه بدند
هشتصد دلار تقریبا چیزی معادل 48 میلیون تومنه
فکر کن یه موبایل گرون قیمت داشتی و دزد ازت دزدیده
سلامتیت انقدر می ارزه ؟
من هم این شرایط رو داشتم
شبیه به این می مونه که روی سینه آدم صد کیلو وزنه گذاشته باشن
اونهم روزها و هفته ها
من توانایی زندگی در این شرایط رو نداشتم
و خودم رو از چنگال بورس خلاص کردم
از زودتر رسیدن به اهدافم هم
منصرف شدم !!!
راحت شدم
تشت طلا پر از خون نخواستم
من به بازارهای مالی علاقه دارم و فعالیت در این بازار رو به هر کسب و کاری ترجیح میدهم. باید یاد بگیرم که احساساتم رو کنترل و مدیریت کنم. برای فعالیت در بازار به جسم و روح سالم نیاز هست.
سلام
تونستی از ضرر اشاره شده در پست قبلت چیزی کم کنی ؟
پ.ن :
امکانش نیست درآمدت رو از شغلی تامین کنی
که اینهمه ملاحضات و پارامتر نداشته باشه ؟
درسته که درسش رو خوندی
براش وقت و زندگی گذاشتی
ولی
اگه احساس کنی مسیر رفته ات
مناسب نبوده نباید اصلاحش کنی
و برای بقیه عمر
این استرس شغلی رو
بهمراه نداشته باشی ؟
باور کن زندگی بدون استرس شدید
چیز دیگریه .
سلام، راستش هنوز زیان قبلی به قوت خود باقی است، در نتیجه یه سری اشتباهات ممکن هست اوضاع بدتر هم بشود. در واقع این پست یه جورایی نصیحت به خودم بود. من تحلیلگر سهام هستم و از این راه درآمد دارم، هدفم از ترید کردن افزایش درآمد و زودتر رسیدن به خواستههام بود. استرسش کشنده است، قشنگ احتمال حمله قلبی رو برای خودم میبینم.