-
اتفاقات امسال
شنبه 25 اسفند 1403 11:03
می خواهم اتفاقات در سالی که گذشت را مرور کنم. حدود سه هزار دلار در بازارهای مالی از دست دادم که بخش عمده آن در اواخر تابستان بود. این اتفاق تلخترین رویداد سال گذشته بود. عملا منابع مالی در دسترس من محدود شد و رفاه نسبی من برای ماههای متوالی از دست رفت و مدیریت حجمی از بدهیها در شرایط سخت اقتصادی که با کاهش مداوم...
-
ابعاد تاریک
شنبه 4 اسفند 1403 09:52
شستن لباسها همیشه برای من در دسته کارهای سخت قرار دارد. سخت از این جهت که واقعا کار طاقت فرسایی است که مدام پشت گوش میاندازم و فقط وقتی انجامش میدهم که دیگر چارهای جز شستن لباسها برایم باقی نمانده باشد. روز پنج شنبه از صبح که بیدار شدم مدام شستن لباسها را به تعویق انداختم. عصر شروع به شستن لباسها کردم. با اینکه...
-
روز تولد
دوشنبه 8 بهمن 1403 10:51
امروز صبح بارون میبارید، تقریبا سه ساعت توی مسیر بودم و با تاخیر فراوان به شرکت رسیدم. ترافیک واقعا کلافهام کرده بود و بی حوصله بودم. کتاب صوتی طرز تهیه تنهایی در آشپزخانه عشق را شروع کردم. فضایی رویایی داستان که سرشار از لطافت بود به همراه طراوات باران تا حدودی روح مرا تلطیف کرد. با وجود تاخیر، روز کاری خوبی شروع...
-
بر باد رفته
چهارشنبه 3 بهمن 1403 08:28
سال اول دبیرستان بودم که دوستم رمان بر باد رفته رو از کتابخونه گرفته بود، وقتی راجع به کتاب ازش پرسیدم بهم گفت نخوندی؟ گفتم نه. در جواب بهم گفت نصف عمرت بر فناست. من این جمله تو ذهنم موند تا سوم دبیرستان که کتاب بر باد رفته رو از کتابخونه گرفتم و شروع به خواندن کردم. بر باد رفته کتاب دو جلدی بود. نویسنده دیگری ادامه...
-
عمق بخشیدن به زندگی
شنبه 29 دی 1403 11:01
چیزی به تموم شدن ماه دی نمونده، من دارم خودم رو آماده میکنم که به استقبال یک بهمن باشکوه برم. می خواهم قدری هیجان ایجاد کنم. باید از خودم و خانه شروع کنم. هر روز چند صفحه کتاب بخوانم. در حد ضرورت از تلفن همراه استفاده کنم. بیشتر موسیقی گوش بدم. بیشتر پیاده روی کنم. ذوق خود را به محیط اطراف و تغییرات آن نشان دهم. برای...
-
بازدیدهای نافرجام
یکشنبه 23 دی 1403 10:41
امروز به سختی از خواب بیدار شدم و خودم رو به محل کار رسوندم. هنوز که هنوز هست لود نشدم و فقط کارهای سبک رو انجام دادم. چند ماه دیگه موعد اجاره خونه تموم میشه و به علت فوت صاحبخونه احتمالا نمی تونم مجدد تمدید کنم. گفتم از الان دست به کار بشم و حداقل چندتا خونه ببینم. دیروز همون حوالی خودمون دو تا بنگاه رفتم که از روی...
-
سرنوشت متفاوت
سهشنبه 11 دی 1403 10:37
چند روز پیش زیر بارون قدم زدم و حسابی خیس شدم. بعد هم اساسی سرما خوردم. طوری که سرفههای وحشتناک امانم را بریده است. دیشب به سختی خوابیدم و چند بار بیدار شدم. حس می کنم اصلا نخوابیدم. یک روز مرخصی گرفتم. اما دو روز است که به سختی در محل کار حاضر میشوم. یکی از دوستانم گفت که یکی از همکلاسیهایم طلاق گرفته، راستش...
-
حضور خدا
چهارشنبه 5 دی 1403 13:34
امروز صبح مثل اکثر روزها به سختی از رختخواب بلند شدم. لباس پوشیدم. در تاریک روشن صبح از خانه خارج شدم و مسیر همیشگی پیادهرو، مترو و بی آر تی را تا رسیدن به محل کار طی کردم. از آنجایی که چهارشنبهها جلسه تحلیل هست و باید نتایج کارهای خود را ارائه دهیم احساس بدی داشتم. راستش فقط یه شرکت را کار کرده بودم و چون درگیر...
-
در میان نتها
سهشنبه 4 دی 1403 10:57
نمیدونم مشکل چی هست که مدیرعامل تایید نکرده واریزی صورت بگیره، اما از همکاران شنیدم که این هفته خبری از حقوق نیست. در حساب معاملاتیام مقداری اندکی دلار داشتم که امروز همه رو فروختم تا بتونم اجاره خونه این ماه که موعدش یکی دو روز دیگه هست رو پرداخت کنم. میدونم توی وضعیت بدی دلارها رو فروختم و حساب معاملاتیام رو خالی...
-
یلدای محقر
شنبه 1 دی 1403 10:06
مادر همکارم غذاهای فرآوری شده را در خانه تهیه میکند. برای نمونه کوردن بلو، همبرگر و سوسیس آلمانی برای ما آورد. پس از تست کردن پنج عدد کوردن بلو سفارش دادم. برخلاف تصورم طعم آن نسبت به نمونه تست شده متفاوت بود و قیمت بالایی داشت. نمیدانم برای هفتصد گرم کوردن بلو سیصد و پنجاه هزار تومان منطقی است یا نه؟ اما همین اتفاق...
-
زبالهدان تاریخ
شنبه 24 آذر 1403 10:36
لیست کارهایی که باید آخر هفته انجام میدادم را نوشتم. سعی کردم بیشتر لیستم تیک بخورد، نزدیک به هشتاد درصد در انجام کارهایم موفق بودم. حس میکنم به پول نیاز دارم، به پول خیلی زیاد که بتوان با آن تغییرات بزرگ انجام داد. خرید یک خانه دلخواه که بتوان با آرامش در آن زندگی کرد. باید پول را جذب کنم و برای به دست آوردن آن...
-
آرامش پس از طوفان
چهارشنبه 21 آذر 1403 08:58
من شروع به نوشتن داستان کردم. تقریبا چند صفحهای نوشتم. احتمالا چهار فصل و تقریبا چیزی حدود دویست صفحه بنویسم. من شروع به معاشرت با دوستانم کردم. متوجه شدم که دو هم اتاقی سابق در آلمان هستند، دو هم اتاقی دیگرم نیز به آمریکا مهاجرت کردهاند. راستش با وجود علاقه به مهاجرت از آن میترسم. بیشتر به خاطر بیماری و چالشهایی...
-
ارتباطات جدید
یکشنبه 18 آذر 1403 08:43
جمعه شب یکی از دوستان تا توانست با صحبت هایش مرا بهم ریخت، راستش دیگر رابطه ای بین ما نماند. اما حرف هایش آن قدر آزار دهنده بود که شب تا صبح را نتوانستم بخوابم. روز شنبه سر کار نرفتم. به دانشگاه سر زدم برای پیگیری کارها که بی نتیجه ماند. چند کتاب خریدم. آن قدر ذهنم مشغول بود که حتی توان مطالعه نداشتم. بیشتر تایمم در...
-
وای از مانیا
شنبه 10 آذر 1403 08:54
روز چهارشنبه همین که کارم تموم شد، پیاده رفتم به سمت انقلاب و مقصدم کتابفروشی جیحون بود. دکور تغییر کرده بود سه چهارم مغازه اکسسوری و فقط یک قفسه کتاب خودنمایی میکرد. شوکه شده بودم، راستش دکور جدید کتابفروشی را دوست نداشتم. به فروشنده گفتم کتاب راجع به دو قطبی می خواهم، گفت برو طبقه بالا، خلاصه من دو کتاب راجع به دو...
-
گذر از رنجها
دوشنبه 5 آذر 1403 11:28
شاید بشه گفت بدترین قسمت ماجرا عدم خواب کافی هست. من تقریبا از اون دسته آدمهایی هستم که نیاز به خواب زیاد دارند تا خودشون رو بازیابی کنند. خواب روی عملکرد مغز و حافظه تاثیرگذار هست. همچنین انرژی رو در سطح پایداری نگه میدارد. با وجود مشکلات فراوان تصمیم گرفتم اوضاع رو مدیریت کنم. اولین کار این بود برای اینکه کسی...
-
اپیزود مانیا
سهشنبه 29 آبان 1403 10:12
من تمام نشانههای اپیزود مانیا را دارم. فکر کنم بیماریم عود کرده، تقریبا چهار شب میشه که شب ها بیشتر از چهار ساعت نتونستم بخوابم. افکار تند و سریع و پراکنده تو ذهنم می چرخه، سطح انرژیم نسبتا بالا است. تو این تایم دو تا فیلم Silver Linings Playbook و A Beautiful Mind رو دیدم. راستش من قبلا A Beautiful Mind را دیده بودم...
-
تشخیص درست بیماری
شنبه 26 آبان 1403 09:11
اولین بار که خواهرم گفت دکتر بیماری رو اختلال دوقطبی اپیزود مانیا تشخیص داده، فورا گوگل کردم و متوجه شدم من هیچ وقت توی زندگیم افکار خودکشی نداشتم. پس این تشخیص اشتباه هست. خودم احتمال حملات سایکوز رو میدادم. پس از چند ماه با یکی از دوستانم که روانشناسی خونده بود، صحبت کردم و شرایط رو واسش توضیح دادم. گفت در جریانات...
-
وقایع دانشگاه
سهشنبه 22 آبان 1403 11:28
به خاطر چند ترم دوری از دانشگاه سر ترم جدید برای من باز نمی شد، باید درخواست تمدید سنوات می دادم. درخواست من به دلیل ناکافی بودن مدارک پزشکی رد شد. مسئول آموزش حذف ترم پزشکی رو بهم پیشنهاد کرد و کمک کرد مدارکم رو تکمیل کنم. مدارک به بخش مربوطه رسید. از مرکز مشاوره دانشگاه برای پاره ای از توضیحات با من تماس گرفتن و بهم...
-
افق جدید زندگی
یکشنبه 6 آبان 1403 10:22
فکر میکنم تاثیر داروها روی بدنم تا حدود زیادی از دست رفته، دیگه مثل سابق تپش قلب و اختلال خواب ندارم. بدنم با شرایط جدید ترک داروها تا حدودی خودش رو تطبیق داده و من بیشتر تحقیق کردم راجع به بیماری خودم و متوجه شدم خیلی از نوابغ دنیا با این بیماری درگیر بودند. در زندگی خودم کنکاش کردم و متوجه شدم من از نوجوانی...
-
زمان بازیابی
دوشنبه 30 مهر 1403 10:45
امروز صبح فراموش کردم پروپرانولول رو بخورم. تپش قلب اذیتم می کنه و سر درد دارم اما تا عصر تحمل میکنم. تقریبا یازدهمین روزی هست بدون سرترالین میگذره اما عوارضش همچنان هست. فکر کنم تا یک ماه باید تحمل کنم. البته توی نت خیلی چیزهای روشنی در این ارتباط ننوشته اما امیدوارم تا یکی دو ماه آتی عوارض دارو به کلی برطرف بشه....
-
آنچه بر من گذشت
سهشنبه 24 مهر 1403 11:46
پنج روز میگذرد و من سرترالین نخوردم. روز اول هیچ علائم خاصی نداشتم. روز دوم سر درد شدید که با خوردن قهوه موکا تشدید شد، نهایتا با ایبوپروفن و استامینوفن کدئین درد را ساکت کردم و خوابیدم. روز سوم و چهارم درد شدید معده، رعشه و تپش قلب داشتم. برای تپش قلب هر صبح قرص پروپرانولول می خورم. درد معده هم با ایبوپروفن ساکت شد....
-
ترک سرترالین
یکشنبه 22 مهر 1403 09:44
روز پنج شنبه قرص سرترالین رو تموم کردم. روز جمعه به داروخانه شبانه روزی نزدیک خانه رفتم تا سرترالین بگیرم. گفتند فقط خارجی دارند و من گفتم متشکرم و از داروخانه بیرون آمدم. راستش در حد یک ورق آن هم از نوع داخلی بودجه داشتم. روز جمعه راحت گذشت. روز شنبه به دانشگاه رفتم تا کارهای کمیسیون پزشکی و تکمیل مدارک را انجام دهم....
-
داستان باختن
سهشنبه 10 مهر 1403 16:58
امروز سومین روزی است که برای اضافه کاری در شرکت میمانم. شرایط روحی خوبی ندارم. برای کنترل اوضاع و بهبود وضعیت خود صبح پروپرانولول و شب کلر دیاز پوکساید میخورم. فشار عصبی زیادی روی من هست و نمی توانم کار خاصی را به درستی انجام دهم. پذیرش شکست برای من سخت است. اشک در چشمانم حلقه زده است و احساسات عجیبی را تجربه...
-
برنامهریزی مالی
یکشنبه 25 شهریور 1403 14:40
آخر هفته برای تمدید قرارداد اجاره منزل به بنگاه معاملات املاک میروم. اجاره حدود شصت درصد نسبت به سال گذشته افزایشیافته است. برای تأمین این مبلغ تصمیم دارم با کارفرما برای ارتقا رتبه و افزایش حقوق صحبت کنم و همچنین تصمیم دارم از مهرماه هر روز یک ساعت بیشتر در شرکت کار کنم. معاملات را تا حدودی بررسی کردم. میتوان به...
-
مسئولیت معاملات
شنبه 24 شهریور 1403 15:35
چند وقت پیش همکارم یه ویس تحلیلی واسم فرستاد. از سر کنجکاوی کانال مبدا رو چک کردم و عضو شدم. با توجه به اینکه معاملات من در ضرر بود و آن شخص اصرار به ریزش قیمتها داشت، تحلیلها خوشایند من بود. تحلیلهایی که باعث شد بر اساس خوشبینی عملکرد منطقی نداشته باشم و در نهایت آنقدر بر معاملات اشتباه پافشاری کنم که کل سود و...
-
درسهای معاملهگری
شنبه 10 شهریور 1403 10:08
مهمترین اصل در معاملهگری کنترل احساسات هست. اگر نتوانید احساسات خود را کنترل کنید به سادگی مغلوب بازار میشوید. اگر معامله شما توام با ضرر بود، خونسردی خود را حفظ کنید. میتوانید با پذیرش زیان محدود از معامله خارج شوید یا اگر نسبت به بازگشت بازار خوشبین هستید اندکی صبور باشید و منتظر بازگشت روند بمانید. برای خنثی...
-
زیانهای مکرر
شنبه 3 شهریور 1403 09:33
تقریبا بیست روزی میشه که در حال ضرر دادن مداوم هستم و هر چه این مدت در بازار به دست آوردم، به علاوه بخشی از اصل پولم رو از دست دادم. برای جلوگیری از کال مارجین شدن مجبورم شدم قرض بگیرم و حسابمو شارژ کنم. به لحاظ روحی داغونم و حتی بهش فکر می کنم متوجه میشم که بدنم داره علائم حیاتیش رو از دست میده اینقدر که شدت فشار...
-
دردسرهای جدید
شنبه 13 مرداد 1403 07:58
ترور اسماعیل هنیه باعث شد که قیمت نفت و طلا در بازارهای مالی رشد خوبی داشته باشد و من توانستم پوزیشنهای معاملاتی که اوضاع خوبی نداشتند سر و سامان دهم و با سود اندک خارج شوم. حتی تا دو روز بعد هم اوضاع خوبی به لحاظ سود دهی معاملات داشتم. الان فقط یک پوزیشن زیان ده دارم. تا حدودی نگرانی عمده من برطرف شد. حتی نقره هم...
-
دریافت وام
دوشنبه 8 مرداد 1403 12:55
حدود یک سال از مدت حضورم در شرکت میگذرد، به همین دلیل از شرکت تقاضای وام ضروری کردم که مبلغ آن صدمیلیون و بدون بهره بود. برای مصرف وام چند گزینه دارم. میتوانم در طلا و فارکس سرمایهگذاری کنم و از طرفی می توانم به عنوان پس انداز برای پول پیش خانه طی چندماه آتی نگه دارم. دیشب معاملاتم را بررسی کردم، من در حساب دمو...
-
انس طلا
شنبه 30 تیر 1403 07:43
روز عاشورا منوی انس طلا را به متاتریدرم اضافه کردم. معامله را روی حجم دو صدم لات تنظیم کردم، اما دیدم حجم یک دهم لات خریداری شده، با اینکه فورا توی سود رفتم اما مارجین لول روی مخم بود و در عرض چند ثانیه معامله را با سود بستم. با توجه به سودی که کرده بودم و اینکه متفاوت بود با سود معامله جفت ارزها وسوسه شدم روی طلا...