The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

وقایع دانشگاه

به خاطر چند ترم دوری از دانشگاه سر ترم جدید برای من باز نمی شد، باید درخواست تمدید سنوات می دادم. درخواست من به دلیل ناکافی بودن مدارک پزشکی رد شد. مسئول آموزش حذف ترم پزشکی رو بهم پیشنهاد کرد و کمک کرد مدارکم رو تکمیل کنم. مدارک به بخش مربوطه رسید. از مرکز مشاوره دانشگاه برای پاره ای از توضیحات با من تماس گرفتن و بهم وقت مشاوره دادند. ابتدا یک روانشناس من رو دید و من واسش شرح حال دادم به نظر اومد با حذف ترم های من موافقت کرده، پرونده به یک مسئول آموزشی ارجاع داده شد. بعد از اون دوباره به روانشناس دیگه که اونم با شرایط حذف ترم و ادامه تحصیل من موافقت کرد. اما در مرحله بعد که روانپزشک بود. من خیلی با دیتل مثل توضیحاتی که برای روانشناس ها می دادم شروع کردم به صحبت و اون بهم گوش نداد و پرونده رو مطالعه کرد. از من پرسید که از تاریخ آخرین مراجعه ات به دکتر 5 ماه گذشته منم گفتم برای گرفتن گواهی پزشکی یک ماه زودتر رفتم و داروخانه به من دارو نمی داد می گفت سیستم نشون میده تو دارو داری. توی تعطیلات عید هم دکترم نبود و من دارو رو آزاد تهیه کردم. بنابراین اندازه یک ماه و نیم دارو داشتم. قبلش من به روانشناس اول ماجرای ترک سرترالین رو گفته بودم نمیدونم توی پرونده ام نوشته بود یا نه که همچین سوالی پرسید. به روانشناس دوم فقط گفتم دورانی که سرترالین می خوردم حالم خوب بود اونم گفت پس سرترالین می خوری میتونی پایان نامه ات رو بنویسی منم تایید کردم و چیزی نگفتم نمی خورم. روانپزشک مثل اون دو تا روانشناس به من نگفت می تونی بیای ادامه درمان رو اینجا ادامه بدی. فقط بهش گفتم میشه داروها رو واسم بنویسین که تا شیراز نرم دقیقا همون ها رو نوشت و دوز هم تغییر نداد. اما گفت تموم شد برو پیش دکتر خودت. به من گفت چون نمره هات خوب بود واست نوشتم. و وقتی ازش پرسیدم امیدوار باشم گفت من نظر خودم رو نوشتم نمی تونم بهتون بگم باید منتظر بمونید چی میشه. راستش من خیلی حس خوبی از صحبت هاش نگرفتم خصوصا که خیلی به حرف ها مثل روانشناس ها توجه نکرد و پرونده رو خوند از سوالاتش متوجه شدم انگار یه کم بهم بی اعتماد هست و خیلی هم مثل روانشناس ها فاز امید و انگیزه نداد. حدود دو هفته زمان میبره تا جلسه تشکیل بشه و نظر مرکز مشاوره به کمیسیون پزشکی ارجاع داده بشه. نمی دانم چیکار کنم تو فکرم این بود برگردم و خواهش و التماس که دوباره با دکتر روانپزشک صحبت کنم اما از چت جی پی تی پرسیدم گویا اون ها در صورتی با شرایط ادامه تحصیل من موافقت می کنند که مطمئن بشن اوضاع روحی خوبی دارم و از پس پایان نامه بر میام. اینکه بگم دارو نمی خورم احتمالا تاثیر منفی داره و صداقت کار رو خراب می کنه. باید برای جلب اعتماد هم که شده داروهایی که واسم تجویز کرده از داروخانه بگیرم. چون از سیستمش میتونه چک کنه گرفتم یا نه. دیشب چند تا داروخانه سر زدم یکی دارو رو کامل نداشت، یکی خارجی داشت و یکی هم قیمتش منصفانه نبود با دو تا داروخانه قبلی، از اون جایی که در مضیقه مالی هستم باید یه داروخانه دولتی پیدا کنم که قیمت داروها منصفانه تر باشه. شاید امروز برم همون حوالی دانشگاه و از داروخانه دانشگاه بگیرم. من باید هشت روز رو با دویست و هفتاد تومن بگذرونم. گرفتن دارو واسه جلب اعتماد روانپزشک و دانشگاه خیلی مهم هست. یعنی هزینه ای هست که تحت هر شرایطی باید همین یکی دو روزه صرف بشه و تاخیر در خرید داروها ممکنه اثر منفی داشته باشه. فقط می تونم دعا کنم که شرایط بر وفق مرادم پیش بره و یه نذر کوچیکی کنم. چون احساس می کنم اینکه برم مرکز و کلی التماس که دوباره با روانپزشک صحبت کنم توضیح شرایط ممکنه اوضاع رو بدتر کنه و اگر نظر مثبتی هم داشته منفی بشه. چون گفت چون نمراتت خوب بود واست نوشتم. این به معنی تاییدش برای ادامه تحصیل من هست؟ خیلی نمی تونم تشخیص بدم خصوصا اینکه گفت داروها تموم شد برو پیش دکتر خودت و خیلی نسبت به ادامه تحصیل امیدواری نداد فقط گفت نظرم رو نوشتم. شما به نظرتون نظرش نسبت به من منفی بوده یا مثبت؟ واقعا کلافه و سردرگم هستم.

نظرات 5 + ارسال نظر
ماهش چهارشنبه 23 آبان 1403 ساعت 09:13 http://badeyedel.blogsky.com

راستی کلاس یوگا هم برید خیلی خوبه اونجا با همه ی این مقوله ها آشنا میشید

توی دانشگاه تربیت بدنی دو یوگا داشتم راستش خیلی باهاش ارتباط نگرفتم.

ماهش چهارشنبه 23 آبان 1403 ساعت 08:43 http://badeyedel.blogsky.com

راستی مطالعه روزانه باعث میشه فکر و خیال کمتر کنی و ذهنت رو نظم میده
اگر می تونید روزی 10 تا 20 دقیقه مدیتیشن کنید تا بتونید به فکرهاتون آگاه بشید می دونید مدیتیشن به مرور باعث میشه بین روحتون همون مشاهده گر و ذهنتون یعنی فکر کننده یه فاصله بیفته ما فکر کردیم همون ذهنیم در صورتیکه این طور نیست ما آگاهی هستیم

اتفاقا قصد دارم مطالعه رو شروع کنم و وارد برنامه روزانه ام کنم تا بتونم قدری ذهنم رو مشغول کنم.

ماهش سه‌شنبه 22 آبان 1403 ساعت 12:50 http://badeyedel.blogsky.com

داروهاتون کمه همین رو ادامه بدین ول کنید برتر برمی گرده دوز بالا بهتون میدن بی حالتون می کنه به احتمال زیاد

من خیلی تحقیق کردم به نظرم همین دوز کم لیتیوم رو باید فعلا داشته باشم و جرات قطع کردنش رو ندارم.

ماهش سه‌شنبه 22 آبان 1403 ساعت 12:45 http://badeyedel.blogsky.com

دکترا مثل روانشناسا گوش نمیدن ادعاشون میشه با یک نگاه تشخیص میدن
خوشبین باشید دارو نوشته به احتمال زیاد حرفاتون رو باور کرده
دانشگاه دنگ و فنگش زیاده به خصوص واسه ارشد و دکتری استرس نداشته باشید به خدا توکل کنید درست میشه

آره باهاتون موافقم مدل صحبت کردن با روانشناس و روانپزشک کاملا متفاوت هست و اشتباه کردم که خلاصه و مفید توضیح ندادم. امیدوارم که نظر مثبتی بهم داشته باشه.

monparnass سه‌شنبه 22 آبان 1403 ساعت 12:40 http://monparnass.blogsky.com

" به نظرتون نظرش نسبت به من منفی بوده یا مثبت؟ واقعا کلافه و سردرگم هستم."
در کارهای اینجوری
هر چه بیشتر فکر و خیال کنی
آرامش کمتری بدست میاری
بهتره این مساله رو دیگه بهش فکر نکنی و منتظر
تشکیل جلسه بمونی
یادت باشه
حتی اگر نتیجه اونی نباشه که می خوای
باز هم مطمئن باش که
آدمهای جلسه خوبی تو رو می خوان و
کسی قصد آزار و اذیت یه دانشجو رو نداره .

راستش از فکر کردن به نتیجه و اینکه با ادامه تحصیلم موافقت نشه خیلی فکر کردم و کاملا بهم ریختم. سعی کردم افکارم رو کنترل کنم که حداقل آرامش داشته باشم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد