دیروز بعد از کار سوار اتوبوس به مقصد چهارراه استانبول شدم و تقریبا همه حقوق این ماه من برای خرید سکه صرف شد. بعدش پیاده تا میدان انقلاب رفتم توی راه ساندویج سوسیس خوردم و بعدش هم راهی نیکو صفت شدم و آش شله قلمکار سفارش دادم. وقت برگشت ویترین یه قنادی توجهم رو جلب کرد و با لذت به شیرینی ها نگاه میکردم، چون جا نداشتم چیزی نخریدم. یه خانمی همون حوالی داشت گدایی میکرد رو کرد به من و گفت: نتونستی بخری؟ منم خندیدم و رد شدم. بعدش اینقدر حرفش واسم جالب بود که هی با خودم تکرار میکردم نتونستی بخری و ریز ریز میخندیدم. توی کتاب فقر احمق می کند به این نکته اشاره میکنه که هر چیزی که نداریم مغز بیشتر روش فوکوس میکنه مثلا به یه سری افراد مدتی غذا داده نشد بعد چندتا تصویر بهشون نشون دادن و اونا تصاویری که مربوط به غذا بود رو با تمام جزئیات به خاطر داشتند. احتمالا این گدا هم چون پول نداره، دلیل نخریدن شیرینی رو پول نداشتن میدونه و ممکنه اصلا به این فکر نکنه یکی سیر هست یا دیابت دارد. به پیاده روی ادامه دادم تا ایستگاه مترو نواب و قدری هم در پارک دامپزشکی نشستم و به نور چراغ ها در شاخه درختان خیره شدم. وقتی به خونه رسیدم اصلا حوصله تهیه غذا برای فردا رو نداشتم و فقط روتین پوستی رو انجام دادم و راهی رختخواب شدم. امروز شانس آوردم تحلیل دو سهم رو آپدیت کردم، مدیرمون سر زده اومد و از من گزارش خواست. به خاطر تعطیلی چهارشنبه این هفته جلسه تحلیل نداریم. من این هفته قصد دارم که تعطیلات رو در خانه بگذرانم و استراحت کنم. خیلی خسته ام به خاطر اینکه هفته های پیش تایم تعطیلاتم رو با بیرون رفتن پر کردم و احساس می کنم انرژی زیادی از دست دادم ، احتمالا آشپزی کنم، لباس بشورم، کتاب بخوانم و تکالیف کلاس ها رو انجام بدم.
منم دلم اش خواست
یه برنامه بذار، یه سر به نیکو صفت بزن.
سلام
من یه سوالی ازتون داشتم. به نظرتون برای سرمایه گذاری و پس انداز پول، خرید سکه بهتره یا طلای بدون اجرت دست دوم؟
سلام. راستش بعضی ها به خاطر حباب داشتن سکه، طلای دست دوم رو ترجیح میدن. به شخصه چون رابطه خوبی با چیزای دست دوم ندارم، از طرفی قیمت خرید و فروش سکه مشخص هست سکه رو ترجیح میدم.
پست قابل تأمل بود
کمی تا قسمتی نیمچه تفکری در آن نهفته بود.