The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

داستان باختن

امروز سومین روزی است که برای اضافه کاری در شرکت می‌مانم. شرایط روحی خوبی ندارم. برای کنترل اوضاع و بهبود وضعیت خود صبح پروپرانولول و شب کلر دیاز پوکساید می‌خورم. فشار عصبی زیادی روی من هست و نمی توانم کار خاصی را به درستی انجام دهم. پذیرش شکست برای من سخت است. اشک در چشمانم حلقه زده است و احساسات عجیبی را تجربه می‌کنم. علاوه بر آن حساب دو هزار دلاری، یک حساب دویست دلاری و پنج حساب بیست دلاری صفر شده است. از سایه خودم هم می ترسم احساس می کنم هر پولی را که دارم، می توانم تبدیل به صفر کنم. اعتماد به نفسم را از دست داده‌ام. علاوه بر آن به لحاظ مالی، جسمی، روحی و روانی در اوضاع نامساعدی به سر می‌برم. دیشب در حال وارد شدن به مترو بودم اما کارتم را سمت خروج زدم و دوباره برای ورود کارت زدم. از کسر شدن آن چهار هزار تومان چنان به هم ریختم که خودم هم تصورش نمی کردم. در واقع علت این کار این بود که من از شدت فکر توی حال خودم نبودم. اجاره این ماه را پدر و مادرم دادند. مادرم را در جریان اوضاع از دست دادن پول قرار دادم. من هیچ ایده ای برای پرداخت اجاره نداشتم اما آن‌ها کمک کردند. راستش دیگر سهمی نداشتم بفروشم، پرتفوی بورسی من خالی است. دیشب پیامک مصرف بیش از هشتاد و پنج درصد بسته اینترنت آمد. به خودم گفتم نهایتا مدتی را بدون اینترنت می‌گذرانم. فعلا مهمترین هزینه من هزینه نان و حمل‌ونقل است، باید هر هزینه اضافی و غیرضروری را حذف کنم. من می خواستم زیان دو هزار دلاری را جبران کنم، بنابراین از لوریج بالا استفاده کردم و حساب دویست دلاری کشش تغییر ده دلار قیمت هم نداشت. باید ذهنیتم را اصلاح می کردم که نمی شود پولی که در عرض دو ماه از دست رفته یک شبه برگرداند. باید زمان دهیم احساس شکست ته نشین شود و با ذهن باز عاری از خشم و انتقام معاملات با حجم معقول انجام داد. با یکی از بچه های دانشگاه که حس می‌کردم ممکن است حال مرا درک کند صحبت کردم. اما نتیجه این هم صحبتی شعله‌ور شدن احساس خشم و کینه بود. حرف هایش آزاردهنده ترین چیزهایی بود که شنیده بودم. رویای یک شبه پولدار شدن را هیچ وقت نداشتم و همیشه آهسته و پیوسته به راه خویش ادامه دادم. اما امروز برای جبران زیان‌هایی که به دو هزار و سیصد دلار رسیده است بیشتر تحت فشارم و فکر می کنم باید یک شبه جبران شود و این فکر مسموم مرا ترغیب می کند تا از اهرم بالا استفاده کنم. فعلا تا اطلاع ثانوی معامله کردن را برای خودم ممنوع کرده‌ام. مهم‌ترین دلیلش نداشتن پول و کنترل بر احساسات است. احتمالا تا چند ماه آتی باید صبر کنم. حقوق این ماه را برای پرداخت بدهی‌ها و اجاره باید کنار بگذارم و به زندگی با حداقل هزینه‌ها فکر کنم. نه تنها حساب معاملاتی که حساب بانکی در نقطه صفر مرزی است و تا دو ماه آتی وضعیت همین است. پرداخت بدهی‌ها در اولویت است، بعد از آن که به لحاظ روحی آرام شدم فکری به حال به باد دادن حقوق دو ماه بعدم می‌کنم. به معنای واقعی کلمه توی فقر و فلاکت و بدبختی زندگی می‌کنم و تازه حال آدم‌هایی  که به یک باره همه چیز رو از دست می‌دهند و بدهی بالا می‌آورند را می فهمم. البته بدهی من چندان سنگین نیست با حقوق ماه آینده می‌توانم تسویه کنم و بخشی از احساس منفی را از خود دور کنم. حداقل از حالت منفی به صفر تغیر وضعیت دهم. کمی کارهایم سنگین است، البته شرایط مالی هم ایجاب می‌کند اضافه کار بمانم. حداقل می‌توانم برای هزینه های روزمره ماه بعد نگران نباشم. دو ماه سخت در پیش است و ما فعلا با قرص خود را سر پا نگه داشته ایم تا ببینیم چه اتفاقی می‌افتد.
نظرات 3 + ارسال نظر
monparnass دوشنبه 16 مهر 1403 ساعت 13:56 http://monparnass.blogsky.com

بهر صورت وارد بازارهای مالی شدن
این ضرر ها و متعاقب اون فشارهای عصبی رو هم داره
خیلی خوبه که ضررت با دو ماه حقوق بر طرف میشه
روش خوبی رو در پیش گرفتی
یعنی معامله نکردن توی یکی دو ماه آینده
تا آروم شی
و احساسی معامله نکنی
بنظرم یکی از مهمترین دارو ها برای کاهش
استرس و فشار های عصبی
بدون شک ورزشه
حتی اگر به یه مجموعه ورزشی ارزون دسترسی نداری
تا توی یه رشته خاص تمرین کنی
پیاده روی و متعاقب اون دوش گرفتن
خیلی ورزش مناسبیه
و
حالت رو خیلی خوب می کنه


پیشنهاد من پیاده روی در صبح زوده
من خودم عاشق هوای تمیز و آرامش صبح ها هستم
اما
بعضی ها غروب یا شب رو دوست دارند
در هر صورت این حداقل فعالیت ورزشیه
که بدون نیاز به جا و مکان خاص
فقط با یه جفت کفش ورزشی قابل انجامه
و اثرات مثبتش بسیار بسیار زیاد.
غصه نخور
برای هر مشکلی راه حلی هست
فقط مرگه که قابل حل نیست

من در بهترین حالت با حقوق دو ماه آینده می تونم بدهی هام رو تسویه کنم. ضرر دو هزار دلاری با حقوق دو ماه قابل جبران نیست. من صبح ها مسیر خونه تا مترو که حدود بیست دقیقه است رو پیاده میرم و جز پیاده روی و کوهنوردی چندان اهل ورزش نیستم. در مدرسه هم همیشه از زنگ ورزش متنفر بودم.

ماهش پنج‌شنبه 12 مهر 1403 ساعت 18:25 http://badeyedel.blogsky.com

می تونم تصور کنم چه حال بدی دارید متاسفم که تمام سرمایه تون از دست رفته ضربه ی سختیه
ولی خودتون رو سرزنش نکنید و یه جوری خشمتون رو مهار کنید وگرنه خدایی نکرده افسرده میشید بالاترین سرمایه تون سلامت جسم و روحتون هست

فشار روحی روانی اثرات خودش رو تا مدت ها روی سلامتی جسم و روح میذاره و گاهی وقت ها واقعا بی خیالی و فکر نکردن می تونه بهترین راهکار باشه. سعی می کنم کمتر فکر کنم و در نتیجه کمتر عذاب بکشم اما گاهی واقعا قابل کنترل نیست.

ترانه سه‌شنبه 10 مهر 1403 ساعت 18:14

از اینکه هنوز واحد پولت رو به تومان تبدیل میکنی معلومه که تازه مهاجرت کردی. کار خوبی میکنی که اینجا مینویسی. امیدوارم بزودی همه چیز بهتر بشه.

من در ایران زندگی می کنم کار در فارکس با دلار سر و کار دارد و هزینه های روزمره با تومان و من از هرکدام در جای خود استفاده کردم. بهتر است ضرر را همان دو هزار و سیصد دلار ببینم تبدیل کردن آن به تومان واقعا روح و روانم را به هم می ریزد.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد