امروز صبح فراموش کردم پروپرانولول رو بخورم. تپش قلب اذیتم می کنه و سر درد دارم اما تا عصر تحمل میکنم. تقریبا یازدهمین روزی هست بدون سرترالین میگذره اما عوارضش همچنان هست. فکر کنم تا یک ماه باید تحمل کنم. البته توی نت خیلی چیزهای روشنی در این ارتباط ننوشته اما امیدوارم تا یکی دو ماه آتی عوارض دارو به کلی برطرف بشه. طی چند روز آتی احتمالا حقوق واریز شود. حدود نود درصد آن بابت پرداخت بخشی از بدهی ها و هزینه اجاره از بین میرود. می خوام با مبلغ بسیار کم در حد ده دلار به بازار برگردم. من شش سال درس خواندم. چهار سال کار کردم. بیش از صد کتاب خواندم. بیش از هزار معامله کردم. صنعت مالی پر سودترین صنعت جهان است. در بازاری که روزانه هفت و نیم تریلیون دلار معامله میشود و البته بیش از نود درصد معاملهگران بازنده هستند. لوریج به شما قدرت میدهد که اگر درست پیش بینی کنید بتوانید به سود دلخواه خود برسید. به خاطر تپش قلب و شدت فشارخون سر دردهای شدیدی دارم که در این یازده روز با من است، توان مطالعه کردن ندارم. اما به محض خوب شدن به فضای مطالعه بر می گردم. برای معاملات طبق جدول هفتگی و محاسبات انجام شده پیش می روم. اکنون زمان بازیابی است و من باید خودم را به لحاظ جسمی، روحی و مالی ترمیم کنم. قصد دارم با اولین سودی که از این بازار می گیرم کتاب هفت جلدی در جستجوی زمان از دست رفته که سالها آرزوی داشتنش را دارم بخرم. من این کتاب را خوانده ام، اما میخواهم مجدد بخوانم و در کتابخانهام داشته باشم. فکر می کنم هر شب چند صفحه از خواندن این کتاب حداقل روحیات مرا ترمیم کند.
روز پنج شنبه قرص سرترالین رو تموم کردم. روز جمعه به داروخانه شبانه روزی نزدیک خانه رفتم تا سرترالین بگیرم. گفتند فقط خارجی دارند و من گفتم متشکرم و از داروخانه بیرون آمدم. راستش در حد یک ورق آن هم از نوع داخلی بودجه داشتم. روز جمعه راحت گذشت. روز شنبه به دانشگاه رفتم تا کارهای کمیسیون پزشکی و تکمیل مدارک را انجام دهم. تقریبا سه چهار بار بین مرکز بهداشت و دانشکده در رفت و آمد بودم. سر درد شدیدی را تجربه کردم و به شدت بی حوصله بودم. حس کردم اثرات نبود سرترالین است. داشتم تا مرز جنون و دیوانگی می رفتم. در مرکز بهداشت گفتم اینجا سرترالین می گیرم اما اینقدر ذهنم درگیر دانشگاه بود که فراموش کردم. حال عجیبم باعث شد در اینترنت راجع به سرترالین جست و جو کنم. گویا حاوی مورفین است و تست اعتیاد را مثبت می کند. به خودم لرزیدم که چطور با مصرف این قرص خودم را معتاد کرده ام. سر درد کشنده ای داشتم. با یکی از دوستانم صحبت کردم و او گفت که مادرش برای ترک این قرص ها خودش را به تخت بست. گفت باید اراده کنی، اگر قصد کنار گذاشتن آن را داری. در نهایت شب با یک استامینوفن کدئین و ایبوپروفن درد آرام شد و توانستم بخوابم. گویا راهی پیدا کرده بودم تا درد را تسکین دهم. برای مصرف نکردن سرترالین مصمم شدم و گفتم نهایتا یک ورق ایبوپروفن می گیرم و تا یکی دو هفته عوارض را تحمل می کنم تا بتوانم وابستگی ام را به مصرف این قرص از بین ببرم. نمی دانم نتیجه چه می شود اما امیدوارم پول نداشتن سبب خیر شود و ترک کنم. مهمترین هدف من طی یک هفته آتی عدم مصرف سرترالین و کنترل عوارض آن است. اگر موفق شوم می توانم برای همیشه کنارش بگذارم.