The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

برنامه‌ریزی مالی

آخر هفته برای تمدید قرارداد اجاره منزل به بنگاه معاملات املاک می‌روم. اجاره حدود شصت درصد نسبت به سال گذشته افزایش‌یافته است. برای تأمین این مبلغ تصمیم دارم با کارفرما برای ارتقا رتبه و افزایش حقوق صحبت کنم و همچنین تصمیم دارم از مهرماه هر روز یک ساعت بیشتر در شرکت کار کنم. معاملات را تا حدودی بررسی کردم. می‌توان به جبران دو هزار دلار فکر کرد اما زمان می‌برد خصوصا اینکه سرمایه من اندک است. البته من با سرمایه زیر پانصد دلار بهتر کار می‌کنم. همین که حساب قدری بزرگ می‌شود، بی‌پروا می شوم و اشتباهاتم در معامله‌گری زیاد می‌شود. شش ماه تا پایان سال باقی مانده و من برای این شش ماه برنامه‌ریزی مالی دارم که تا حد مشخصی منابع مالی را افزایش دهم و بر سرمایه موجود برای خرید خانه بیفزایم. راستش دو خانه نوساز دیده‌ام که می‌خواستم خریداری کنم اما در مورد محله از دیگران پرس‌وجو کردم، بازخورد مثبت نگرفتم و نسبت به خرید دلسرد شدم و عقب کشیدم. خصوصا که یکی از خانه‌ها چند ماهی است در دیوار آگهی شده است و هنوز فروش نرفته است. می‌ترسم از اینکه خانه نوساز وقتی این‌گونه راحت به فروش نمی‌رود، اگر من بخرم مشتری اول و آخرش خودم باشم.ترجیح می‌دهم مدتی صبر کنم و پول بیشتری پس‌انداز کنم تا بتوانم خانه بهتری بخرم. البته ترس بالا رفتن قیمت خانه هم دارم، از طرفی دوست دارم خانه‌ای داشته باشم که برای همه عمر نگهش دارم و به فکر تعویض آن نباشم. بنابراین حق این را دارم که چیزی انتخاب کنم که تماما ایده‌آلم باشد و دوستش داشته باشم.

مسئولیت معاملات

چند وقت پیش همکارم یه ویس تحلیلی واسم فرستاد. از سر کنجکاوی کانال مبدا رو چک کردم و عضو شدم. با توجه به اینکه معاملات من در ضرر بود و آن شخص اصرار به ریزش قیمت‌ها داشت، تحلیل‌ها خوشایند من بود. تحلیل‌هایی که باعث شد بر اساس خوش‌بینی عملکرد منطقی نداشته باشم و در نهایت آن‌قدر بر معاملات اشتباه پافشاری کنم که کل سود و سرمایه‌ام صفر شود. من به لحاظ فکری خیلی تحت تاثیر بودم اما در عین حال مسئولیت اشتباهم رو بر عهده می‌گیرم. در اولین اقدام کانال رو حذف کردم که زین پس بر اساس نظر شخصی خودم وضعیت معاملات را سامان دهم. در حال حاضر فقط چهارده دلار دارم و یک حساب نانو باز کردم. قرار است به جای تایم فریم یک دقیقه‌ای در تایم فریم یک ساعته معامله کنم . اینکه با چهارده دلار حتی یک دلار هم بتوان سود کرد کاری بس دشوار است. چاره چیست من باید تاوان اشتباهم رو بدم و از نزدیک به صفر دوباره شروع کنم. علاوه بر سرمایه و سود اندازه چهار ماه عمر من تلف شد تا به نقطه صفر رسیدم. هر بار بهش فکر می کنم قلبم می‌خواد بایسته اما به خودم گفتم حق نداری غصه بخوری و بهش فکر کنی. به چشم یه اتفاق بد بهش نگاه کن. فکر کن مغازه داشتی آتیش گرفته و با سرمایه اندک میتونی به دستفروشی تو مترو فکر کنی. تو مستحق داشتن حساب دو هزار دلاری نبودی نابودش کردی، بنابراین با چهارده دلار شروع کن و خودت رو برای حساب های چند صد دلاری آماده کن تا ظرفیت حساب چند هزار دلاری هم داشته باشی. من زمین خوردم، احساسات و عقاید اشتباه منو زمین زد. این بار باید منطقی و حساب شده رفتار کنم و از هیچ سرمایه بسازم.

درس‌های معامله‌گری

مهم‌ترین اصل در معامله‌گری کنترل احساسات هست. اگر نتوانید احساسات خود را کنترل کنید به سادگی مغلوب بازار می‌شوید. اگر معامله شما توام با ضرر بود، خونسردی خود را حفظ کنید. می‌توانید با پذیرش زیان محدود از معامله خارج شوید یا اگر نسبت به بازگشت بازار خوشبین هستید اندکی صبور باشید و منتظر بازگشت روند بمانید. برای خنثی کردن ضرر دست به کارهای عجیب و غریب با شدت زیاد نزنید، مثلا  باز کردن چند پوزیشن متفاوت بدون استراتژی در حجم بالا می‌تواند شبیه یک قایق سوراخ که راه نفوذ آب به آن رخنه کرده منجر به غرق شدن شما و از دست رفتن کل سرمایه شود. بهتر هست در این مواقع دنبال اطلاعات بیشتر باشید و نمودار را در تایم فریم های مختلف به دقت بررسی کنید و مثل یک داور خارجی به ارزیابی کارتان بپردازید. می‌دانید دقیقا مثل مواقعی است که در یک رابطه شدت مشکلات و احساسات زیاد است. تمام اطرافیان از دور مشکلات رابطه را می‌بینند و حتی ممکن است راه‌حل‌های خوبی داشته باشند. اما شخصی که درگیر احساسات است، ممکن است راحت از خطاها چشم‌پوشی کند یا تصمیم به قطع ارتباط داشته باشد. مدیریت بحران برای شخصی که درگیر احساسات هست به شدت سخت هست و ممکن است از تصمیماتش  آسیب ببیند. هرگز ترید نکنید اگر بر احساسات خود مسلط نیستید، چرا که سرمایه و جان شما بازیچه نیست.

زیان‌های مکرر

تقریبا بیست روزی میشه که در حال ضرر دادن مداوم هستم و هر چه این مدت در بازار به دست آوردم، به علاوه بخشی از اصل پولم رو از دست دادم. برای جلوگیری از کال مارجین شدن مجبورم شدم قرض بگیرم و حسابمو شارژ کنم. به لحاظ روحی داغونم و حتی بهش فکر می کنم متوجه میشم که بدنم داره علائم حیاتیش رو از دست میده اینقدر که شدت فشار روانی زیاد هست. یه جمله تو یکی از کتاب های سرمایه‌گذاری هست که میگه شما در بازار از شخصیتتون پول درمی‌آورید. روانشناسی بازار حتی وزن بیشتری نسبت به تحلیل تکنیکال و بنیادی و سنتیمنت دارد. اشتباه بزرگ من در همه پوزیشن‌های زیان ده بازی که دارم این هست که طمع کردم. من از روند تو معاملات قبل سود خوبی گرفتم و به اون سود قانع نبودم و دوباره پوزیشن باز کردم غافل از اینکه روند رو به پایان بوده است. حتی تو این مدت رفتم امامزاده صالح و اون حوالی تسبیح خریدم. نذر کردم اگر ضررم جبران شد، پنج تسبیح در حرم امامزاده صالح بگذارم.  اما این ضررها این قدر جونم رو گرفته که نای دعا کردن هم ندارم. همه امیدم به مذاکرات قاهره و آتش بس هست. شاید این اتفاق تا حدودی بخشی از ضررهای من رو پوشش بده. در همین لحظه هشتصد و سی دلار در ضرر هستم. هیچ ایده ای ندارم چطور می خواهم جبران کنم.