The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

انس طلا

روز عاشورا منوی انس طلا را به متاتریدرم اضافه کردم. معامله را روی حجم دو صدم لات تنظیم کردم، اما دیدم حجم یک دهم لات خریداری شده، با اینکه فورا توی سود رفتم اما مارجین لول روی مخم بود و در عرض چند ثانیه معامله را با سود بستم. با توجه به سودی که کرده بودم و اینکه متفاوت بود با سود معامله جفت ارزها وسوسه شدم روی طلا بیشتر معامله کنم. راستش از معامله طلا می‌ترسیدم. به خاطر اینکه عوامل زیادی روی قیمت طلا تاثیرگذار هست و نوسان های کوچک در حجم اندک دو صدم لات هم خودش را نشان می دهد. تصمیم گرفتم بیشتر در مورد طلا مطالعه کنم و یک کتاب در این زمینه خریدم که هنوز نخواندم. چند معامله روی طلا داشتم و سود خوبی داشت، طوری که ترسم ریخت. با احتیاط کمتری معامله کردم و این بار معاملات نتیجه خوبی نداشت. من پوزیشن باز دارم و هفتاد درصد سودی که در یک ماه ترید به دست آورده بودم تا این لحظه روی طلا باخت دادم. طلا شبیه تیغ دو لبه است همون قدری که سودش چشمگیر هست ضررش هم خانمان سوز هست و اصلا معاملاتش با جفت ارزها فرق داره و توی یک لول دیگه است. احتمالا حقوق این ماه هم به حساب کارگزاری واریز کنم و حساب معاملاتی را شارژ کنم تا بتوانم با وجود ضرر مارجین لول را تنظیم کنم روی اعداد بالاتر که قدری از استرسم کم شود. من حتی در دمو هم تجربه معامله طلا نداشتم و برای اولین بار بود روی طلا معامله می کردم. در واقع روی سرمایه ام آزمون و خطا کردم. به لحاظ روحی بهم ریخته ام چون زحمت یک ماه معامله و پیپ رو پیپ گذاشتن با معامله طلا بر باد رفت.

شام غریبان

تاسوعا و عاشورا تعطیل بود. حوصله آشپزی نداشتم. عصر تاسوعا سر کوچه نذری می‌دادند. برای اولین بار در عمرم رفتم و در صف ایستادم. صف شلوغی بود. حدود یک ساعت منتظر ماندیم تا غذا را توزیع کردند. قورمه سبزی بود و طعم خوبی داشت. عصر عاشورا از خانه بیرون آمدم، همین که در را بستم با صحنه ای عجیب مواجه شدم که اولین بار بود در عمرم می‌دیدم. سفره‌ای یک بار مصرف وسط کوچه انداخته بودند و روی آن کیک، کلوچه، شکلات، نمک و شمع‌های روشن بود. مردم دو طرف سفره نشسته بودند و زیارت عاشورا از بلندگو پخش می‌شد. وقتی مراسم تمام شد، هر کس تا توانست از محتویات سفره برداشت. به من چیزی نرسید، اطراف من بچه ها نشسته بودند با کیسه هایی در دست و کل محتویات سفره را قبل از تمام شدن مراسم برداشته بودند. بعد از مراسم رفتم در خیابان قدم زدم. آنجا هم بساط سفره به پا بود. سر سفره نشستم و این بار یک بسته نمک به من رسید. شب که شد زن همسایه می خواست به مسجد برود و از من خواست با هم برای عزادارای برویم. اولین بود برای عزاداری به مسجد می رفتم. پس از عزاداری برای شام غریبان راهی خیابان شدیم و پشت دسته ها مسیری را پیمودیم و دوباره به مسجد بازگشتیم و عزاداری کردیم، در نهایت هم به ما غذا دادند. رفتن به شام غریبان و نشستن سر آن سفره چیزهایی بود که برای اولین بار تجربه می‌کردم. سطح انرژی بالایی جریان داشت و حس خوبی بهم دست داد.

نتایج انتخابات

شنبه هفته پیش که نتایج انتخابات ریاست جمهوری اعلام شد، عجیب غمگین بودم. بعد از کار، از میدان آرژانتین تا میدان حر پیاده روی کردم. کتاب خریدم و دقایقی در پارک نشستم، اما ذهنم ناآرام بود. ترس داشتم از اینکه آینده ایران تباه شود و فرصت یک زندگی معمولی را نداشته باشیم. این هفته که نتایج اعلام شد. قدری آرامش یافتم به هر حال به عنوان یک شهروند نگران وضعیت اقتصادی جامعه هستم و کاندیدی که تا حدودی باعث رشد بازار سرمایه و کاهش قیمت دلار شود و از آن طرف با وجود ریسک ترامپ سیاست‌های بسته ندارد تا حدودی به آرامش نسبی جامعه کمک می‌کند و در وهله بعد مخالفت با فیلترینگ و عدم سخت گیری در مسئله حجاب تا حدودی آزادی‌های اجتماعی را محقق می‌کند. من از سال هزار و سیصد و هشتاد و هشت به بعد هرگز در انتخابات شرکت نکردم. اما از رای آوردن روحانی و پزشکیان خوشحال و از رای آوردن رئیسی ناراحت شدم. من به طور جدی به مهاجرت فکر نمی‌کنم و دوست دارم به خاطر علایق شخصی در تهران زندگی کنم، بنابراین وضعیت ثبات نسبی تا حدودی باعث آرامش خاطرم می‌شود.

تجربه معامله‌گری واقعی

این ماه حقوقم واریز شد و من همون روز پس از کسر مبلغ اجاره و سایر هزینه‌های ضروری بقیه رو به دلار تبدیل کردم و به حساب کارگزاری واریز کردم. تقریبا دو روز آخر هفته روی جفت ارزها در بازار فارکس پنج پوزیشن معاملاتی داشتم. اشتباه اصلی من عدم مقایسه نوع حساب ها بود و اینکه از حساب ای سی ان استفاده کردم. در حالی که حالت بهینه‌تر استفاده از حساب استاندارد هست که در مقایسه با ای سی ان اسلیپیج ندارد و اسپرد کمتری هم دارد. به خاطر اسلیپیج و اسپرد معاملات من زمان طولانی داشت با توجه به اینکه من در تایم فریم یک دقیقه‌ای معامله می کنم بعضا تا بیست و چهار ساعت هم طول کشید که من بتونم با سود اندک یک دلاری معامله رو ببندم. البته دو تا موقعیت باز دارم بدون استاپ لاس که تقریبا هر دو بدون منطق و از سر هیجان برای جبران ضرر پوزیشن های دیگه بود. تکلیف این دو تا پوزیشن مشخص بشه احتمالا حساب ای سی ان رو می‌بندم و سراغ حساب استاندارد می‌روم. با توجه به اینکه در همین دو روز قیمت دلار پانصد تومان رشد کرد احتمالا کارانه این فصل رو به دلار تبدیل کنم و حساب استانداردم رو شارژ کنم. البته هیچ ایده ای ندارم که اون دو تا پوزیشن رو ظرف چه مدت میتونم ببندم اما پس از بسته شدن به حساب استاندارد انتقال می‌دهم. هرچند این قدر هیجان دارم برای معامله که صبر ندارم تا اون دو تا پوزیشن بسته بشه و پول جدید به حسابم تزریق می‌کنم. امیدوارم فقط پشیمون نشم و خطای معاملاتم چندان زیاد نباشه. از این هایی نباشم که هر چه اندک اندک سود جمع کرده بودم در یک معامله از دست بدم و به خاک سیاه بنشینم. باید برای استاپ لاس اساسا فکر کنم و تدابیر جدی بیندشم. من سه تا حساب دمو دارم و از وقتی با حساب ریل کار کردم حساب های دمو رو اصلا حتی چک هم نکردم و به نظرم شوخی می اومد و حتی وقت تلف کردن بود اما در ابتدای کار باعث شد ترس من از بازار بریزه و تجربه کسب کنم. هر چند ایرادش این بود که اسلیپیج نداشت و من در حساب ریل برای اولین بار با این پدیده مواجه می‌شدم هر چند قبلا تو کتاب‌ها در موردش خونده بودم ولی تصور من این بود موقعی که از اون کندل دو متری‌ها داریم این اتفاق می‌افته اما تقریبا در همه حال رخ میده و از کنترل معامله‌گر خارج هست.