قرار هست فردا یه سر برم زنجان برای بازدید از یه شرکتی که مواد شوینده تولید می کنه، فلذا روز سه شنبه امکان حضور در کلاس تکنسین داروخانه رو ندارم. به همین خاطر از یکی از بچه ها خواستم واسم ویس بگیره از کلاس با توجه به اینکه قرار هست مبحث مهمی درس بده و سهم بالایی در امتحان پایانی داره، که کلاس رو از دست ندم. اولش در ظاهر از یه دوست خواستم واسم ویس بگیره که رد کرد بعد همین آدم چند دقیقه پیشش به من دستور داده که دو تا سهم واسم تحلیل کن ببینم کی بفروشم، خلاصه که مردم توقعاتی دارند. احتمالا شب دیر وقت برسم و مجبور شم اسنپ یا تاکسی بگیرم. به لحاظ مالی هم در مضیقه هستم دیشب رفتم دم ای تی ام و همه کارت هام رو پنجاه تومنهایی که تهش مونده بود به کارت بانک ملی انتقال دادم که سرمایه خوبی شد. اولین بار بود که در زندگیم در برابر فروش سهم مقاومت کردم و دست به کار دیگه ای برای تامین نقدینگی زدم. این وسط همسایه هم اومد از من پول می خواست منم نداشتم. کلا همسایه هم موجود پررویی هست یه روز نخود میخواهد، دیگر روز پیاز و از رو هم نمیرود. سفر به شیراز بیشتر خسته ام کرد و خیلی ازم انرژی گرفت، هنوز نتونستم انرژی خودمو بازیابی کنم. اخیرا زیاد موزیک دانلود می کنم و بیشتر از قبل موزیک گوش میدم حس می کنم تا حدودی میتونه روحیه ام رو ترمیم کنه، تازگی ها از الوی خوشم اومده و طبق معمول میتونم با سبک سایکدلیک راک ارتباط خوبی بگیرم.
خیلی عالی
موفق باشید
متشکرم.
زندگی بی چالش وسختی زیبا نیست
در حقیقت سختی ها باعث میشه تا زیبایی ها رو درک کنیم.