سال اول دبیرستان بودم که دوستم رمان بر باد رفته رو از کتابخونه گرفته بود، وقتی راجع به کتاب ازش پرسیدم بهم گفت نخوندی؟ گفتم نه. در جواب بهم گفت نصف عمرت بر فناست. من این جمله تو ذهنم موند تا سوم دبیرستان که کتاب بر باد رفته رو از کتابخونه گرفتم و شروع به خواندن کردم. بر باد رفته کتاب دو جلدی بود. نویسنده دیگری ادامه این کتاب را در دو جلد با عنوان اسکارلت چاپ کرده بود که آن را نیز خواندم. چهل صفحه اول کتاب بر باد رفته برای من گیرایی خاصی نداشت. اما پس از آن مشتاق خواندن شدم و اکثر جزئیات در ذهنم هنوز پس از سال ها پر رنگ و ماندگار است. با توجه به توصیفات کتاب از رت باتلر و ملانی همیلتون اصلا خوشم نمی آمد. طی این سال ها لزومی نمی دیدم فیلم را ببینم، چون همه جزئیات کتاب در ذهنم روشن بود. دیشب فیلم بر باد رفته رو دیدم. بر خلاف کتاب من از شخصیت رت باتلر و ملانی همیلتون خوشم اومد. اولین بار که در مهمانی دوازده بلوط رت باتلر را دیدم که به اسکارلت نگاه می کرد، متوجه گیرایی و جذابیت خاصی در نگاه این مرد شدم. البته بماند که همون لحظه از سابقه بدنامی این مرد مطالبی شنیدیم. بعدها از پیگیری مداومی که برای اسکارلت داشت و در مواقع نیاز حمایتش می کرد خوشم آمد. اما راستش تنها جایی از فیلم که دوستش نداشتم زمانی بود که در زندان بود و اسکارلت سیصد دلار برای مالیات تارا از او تقاضا کرد و او هیچ کمک خاصی به اسکارلت نکرد. البته دیری نپاهید که بهترین صحنه ممکن رو ازش دیدم. مردی که مدام تکرار می کرد قصد ازدواج ندارد، بالاخره در مناسب ترین موقعیت از اسکارلت خواستگاری کرد. از این جا به بعد ذهن من سرپوشی گذاشت بر تمام خطاهای رت باتلر و هر لحظه جذابیتش بیشتر از قبل می شد. به طور خاص سکانس هایی همچون لحظه ای که اسکارلت خواب بد دیده بود و رت او را در آغوش کشیده بود دوست داشتم. آن صحنه ای که اسکارلت را می بوسید و اشاره کرد هیچ کدام از مردان زندگیش او را این گونه نبوسیده اند. آن صحنه ای که اسکارلت را در آغوش گرفت و از پله ها بالا رفت. علاقه اش به دخترش بانی و وقتی که برای او میگذراند. هر لحظه دوست داشتم اسکارلت به او روی خوش نشان بدهد و عشقش را دریابد. هر چند بعد از به دنیا آمدن بانی وقتی که اسکارلت اتاقش را از رت جدا کرد، شوکه شدم هم در زمانی که کتاب را می خواندم و هم زمانی که فیلم را دیدم. یه جور عجیبی شخصیت رت باتلر، نوع عشق ورزی و جذابیتش از این به بعد برای من نقش تارگت رو بازی میکنه، برای که بدونم از مرد زندگیم چه انتظاراتی به لحاظ احساسی دارم. از اینکه اسکارلت دیر متوجه شد، اصلا ناراحت نشدم. زیرا زندگی همین است، محبتی که در زمان مناسب پاسخ داده نشود، هیچ تضمینی برای همیشگی فرض کردنش وجود ندارد. زمانی که دبیرستانی بودم، حتی این دوره شامل قبل و بعد دبیرستان هم می شود. رابطه را بیشتر از بعد احساسی و روحی می دیدم و تصور بعد جنسی رابطه برای من ممنوعه و وحشتناک بود. احساس می کردم حتی اگه ازدواج کنم با بهترین فرد مورد نظرم دوست دارم در اتاق های جداگانه شب را به صبح برسانیم. رفته رفته با گذر زمان کمی احساسات من تعدیل شد و از این حالت هارش بیرون آمد. البته هنوز هم خیلی چیزها برای من ممنوعه است، هر چند به شدت قبل نیست.
سلام
وای من برباد رفته رو حداقل دوبار خوندمش و مثل شما جزئیاتش رو یادمه. اما فیلمش رو ندیدم از کجا می تونم دانلودش کنم؟ زیرنویسه یا با زبان اصلی ؟
ولی شما خیلی قشنگ توصیف کردید
البته که بخشی از عشق و علاقه دختر و پسر در ابتدای امر مسئله جنسی است اما در درازمدت این مسئله خیلی کمرنگ میشه و بیشتر محبت و در شادی ها و غم ها درکنار هم بودن هست که به زندگی معنا میده به نظرم هیچ بخش از زندگی نباید جزو ممنوعیت ها باشه
سلام. توی گوگل سرچ کنید تماشای آنلاین بربادرفته دوبله فارسی و فکر می کنم اولین جستجوها ویدیوی فیلم رو میاره واستون و می تونین ببینین. روابط عاشقانه و اتفاقاتی که در آن جریان دارد بسیار متفاوت هست بسته به روحیات دو نفری که در رابطه هستند. همینطوره، گذر زمان ممکن هست شکل رابطه رو تغییر بده.
چون ندیدمش نظری ندارم
خیلی هم عالی
سلام من کتاب رونخوندم ولی فیلم روخیلی دوست داشتم.ولی بااین جزییات یادم نبود.
ایشالله به همون که میخوایدباهمون مقدارجذابیت میرسید
احتمالا زمان زیادی گذشته از اینکه فیلم رو دیدین. مرسی از لطف و محبتتون
چه برداشت قشنگی
من زیاد جزییات تو خاطرم نیست
ولی از اشلی خوشم نمیومد و نمیتونستم درک کنم چرا اسکارلت اینقدر دوستش داشت
و حقش بود رت رهاش کرد چون نهایت خودخواهی بود
و عاشق عشق رت بودم
ولی دو جلدی اسکارلت اصلا جذابیت برباد رفته رو نداشت
منم تو دوران دبیرستان خوندمش و بیشتر از ۲۰ سال گذشته از اون روزا
مسائل جنسی هم جامعه معیوبمون تابو کرده برای ما وگرنه حالا که سالها از اون زمان گذشته با خودم میگم جامعه چه ظلمی در حق ما کرد؟
چرا نباید توی دورانی که بیشتریک شوق و هیجان رو آدما داشتند باید از این موهبت محروم میشدند؟
البته که نسلهای جدید زیاد به این موضوع پایبند نیستن
اما لازگه به طور جدی بهشون آموزش های لازم داده بشه
من هم با اشلی ارتباط نمی گرفتم. رت باتلر توی فیلم مرد جذابی بود. من هیچ از دو جلدی اسکارلت به خاطر ندارم، به نظرم داستانش چندان گیرا نبود. به خاطر داشتن خاطره مشترک در دوران دبیرستان خوشحالم. ما همیشه بین سنت و مدرنیته دست و پا می زدیم و معیارهامون رو باید با جامعه همخوان می کردیم. نسل جدید بیشتر به فردیت خودش بها میده تا نگاه جامعه، کما اینکه تا حدودی هم جامعه نسبت به قبل پذیراتر شده است. بالاخره مدرنیته و کنار گذاشتن سنت ها به مرور اتفاق می افته و تغییرات فکری ما هم نقش مهمی در این مسیر دارد. به نظر من هم هر چقدر سن پایین تر باشد شور و حرارت عشق و حتی توان جسمی و روحی فرد برای دنبال کردن این مسائل بیشتر هست.