The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

یلدای محقر

مادر همکارم غذاهای فرآوری شده را در خانه تهیه می‌کند. برای نمونه کوردن بلو، همبرگر و سوسیس آلمانی برای ما آورد. پس از تست کردن پنج عدد کوردن بلو سفارش دادم. برخلاف تصورم طعم آن نسبت به نمونه تست شده متفاوت بود و قیمت بالایی داشت. نمی‌دانم برای هفتصد گرم کوردن بلو سیصد و پنجاه هزار تومان منطقی است یا نه؟ اما همین اتفاق سبب شد فقر مالی شدیدی را تجربه کنم. برای خرید یک نوار بهداشتی در مضیقه بودم. پس از آن با مانده حسابم فقط توان خرید نان داشتم. بیرون خوراکی‌ها یکی پس از دیگری چشمک می‌زدند. خواستم نارنگی بخرم گفتند کیلویی چهل هزار تومان و من درخواست کردم نیم کیلو لطفا و فروشنده گفت زیر یک کیلو فروش ندارد و من هم از آن‌جا گذر کردم. با چند عدد نان به خانه بازگشتم و با سوسیس آلمانی که همکارم برای تست آورده بود، سعی کردم بندری درست کنم. طعمش زیاد جالب نبود مثل سوسیس‌های بیرون نبود. اما به نوعی سالم‌تر است. طبق تحقیقات من سوسیس و کالباس به دلیل وجود نیترات جزء غذاهایی است که برای دوقطبی‌ها چندان مناسب نیست. شاید در آینده به خاطر خانگی بودنش و اینکه گاهی هوس می‌کنم سفارش بدهم اما از قیمت غیرمعقولش می‌ترسم. خلاصه که یلدای من با نان لواش و سوسیس بندری و چرخش در فضای مجازی به صورت محقرانه‌ای گذشت. تازگی‌ها از روزهایی که سر کار می‌آیم بیشتر از روزهای تعطیل لذت می برم. دلیلش این هست که با هر سختی است رختخواب را رها می‌کنم و از خانه خارج می‌شوم. در روزهای تعطیل رختخواب را رها نمی‌کنم و برای انجام کوچکترین کارها باید برنامه ریزی کنم و روی کاغذ بیاورم تا بتوانم با تیک زدنش احساس انجام دادن کاری بزرگ را به خود القا کنم. حتی احساس می کردم هوای خانه سنگین شده است. کاش تکلیف دانشگاه مشخص شود بالاخره من می‌توانم روی پایان نامه‌ام کار کنم یا نه؟ اگر متوجه می‌شدم که زمانم چگونه است شاید برای پیدا کردن کاری که مجبور باشم آخر هفته‌ها از خانه بیرون بروم اقدام می‌کردم. حس می‌کنم اجاره خانه بخش زیادی از حقوق مرا می‌خورد. پس از زیان در معاملاتم به طرز عجیبی توازن مالی زندگی من بهم ریخته است، چون پول خردهای کوچکی که سابقا در مواقع اضطراری می‌توانستم روی آن حساب کنم همه بر باد رفته است. فکر می‌کنم یک منبع درآمد جدید می‌تواند اوضاع را بهبود دهد. از همه مهمتر برای اینکه آخر هفته ها نچسبم به رختخوابم، نیاز دارم از خانه بیرون بیایم. نمی دانم آیا بشود جایی را پیدا کرد که فقط برای دو روز در هفته نیاز به نیروی کار داشته باشند، هنوز هیچ ایده‌ای ندارم.
نظرات 4 + ارسال نظر
monparnass یکشنبه 2 دی 1403 ساعت 19:55 http://monparnass.blogsky.com

"پس از تست کردن پنج عدد کوردن بلو سفارش دادم. برخلاف تصورم طعم آن نسبت به نمونه تست شده متفاوت بود و قیمت بالایی داشت. نمی‌دانم برای هفتصد گرم کوردن بلو سیصد و پنجاه هزار تومان منطقی است یا نه؟ "

با این اوضاع مالی
همیشه اول قیمت رو بپرس که غافلگیر نشی
من خودم الان حدود دو ماهه جرات نمی کنم برم قصابی
چون می ترسم برم و جوگیرشم و
یه کیلو این و یه کیلو اون و ...
بعد موقع پرداخت کم بیارم !!!



"حس می‌کنم اجاره خانه بخش زیادی از حقوق مرا می‌خورد. "

این صرفا یه حس نیست
عین واقعیته
من هم سالها مستاجر بودم و سخت ترین کار
در اون زمان
برای من
دادن قسمت عمده ای از درآمدم
برای کرایه اتاق یا خونه بود.


"کاش تکلیف دانشگاه مشخص شود بالاخره من می‌توانم روی پایان نامه‌ام کار کنم یا نه؟"
تحمل کن
ان شا الله کارها به همون سمتی پیش میره که دلخواهته.


"نمی دانم آیا بشود جایی را پیدا کرد که فقط برای دو روز در هفته نیاز به نیروی کار داشته باشند، "
یادت باشه
از قدیم گفتند :
جوینده یابنده است
با امید و حوصله دنبالش باش
پیداش می کنی
فقط زود مایوس و خسته نشو .

شاید حق با شما باشد، باید اول قیمت را می‌پرسیدم ولی راستش یه جورایی در عمل انجام شده قرار گرفتم. چون تست کرده بودم و بقیه در حال سفارش دادن بودن، من نیز سفارش دادم و با توجه به جست‌وجو در اینترنت حداکثر برآورد من برای این هزینه دویست هزارتومان بود. هر ماه حین پرداخت اجاره خونه عزا می‌گیرم، بماند که جور شدن پول خودش یه داستانی هست. فعلا که از دانشگاه هیچ خبری نیست، هر چقدر سایت را چک می‌کنم دست خالی باز می‌گردم. خیلی دوست دارم خودم رو به چالش بکشم و کمی اکتیو باشم.آره باید همت کنم و کمی جست‌وجو کنم، شاید نتیجه دلخواه حاصل شد.

فاطمه یکشنبه 2 دی 1403 ساعت 19:51 http://Ttab.blogsky.com

سلام کوردن بلو روبرای یلدا میخوردی بهترنبود؟

غصه نخوردوست خوبم.به زودی ضررهاجبران میشن.نمیدونم بعدازگرفتن حقوق انقدردرمضیقه اید یاهنوزحقوق نگرفتید؟
شاید مثلا بتونید کارویراستاری قبول کنید.هم شیرینه هم درآمدی داره
قلمتونم قشنگه وشیرین مینویسید

سلام. آخه تو اون هفته دو شب کوردن بلو خورده بودم و دنبال تجربه تازه بودم. فعلا هنوز حقوق نگرفتم در این هفته احتمال واریزی هست. اتفاقا در جاب ویژن دنبال فرصت‌های کاری می‌گردم. خودم کار در حوزه نوشتن را دوست دارم. از لطفتون متشکرم.

آقای رعد شنبه 1 دی 1403 ساعت 23:11 https://iammrthunder.blogsky.com/

سلام
احسنت
درباره قیمت سوسیس ها اطلاعی ندارم چون نمیخورم از این جور چیزها اصلا با سیستم گوارش سازگار نیست
خوبه که باز یادا رو برگزار کردین من حوصله نداشتم و کاملا معمولی گذراندن حتی نفهمیدم 5شنبه بود یا جمعه

امیدوارم اوضاع مالی بهبود پیدا کنه و معاملات بعدی در سود باشه

سلام. چندان ارزش غذایی ندارد، فلذا کار درستی می‌کنید. آخه این قدر در سوشال مدیا، ملت یلدا را می‌کنند در چشم آدم که نمی‌توان بی‌تفاوت ماند. متشکرم، فعلا که چشم امیدمان به آینده است.

Pariiish شنبه 1 دی 1403 ساعت 10:35 http://Magicgirl.blogsky.com

سلام.وقتی اینجور‌ چیزهارو میخونم یا به چشم میبینم که مردم به هم رحم نمیکنن اون یه ذره امیدی هم که به درست شدن جامعه دارم از دست میدم.اون فروشنده ی نادون تا الان باید فهمیده باشه که قدرت خرید مردم اومده پایین و حالا نخواستیم تخفیف بده برای شب یلدا، نیم کیلو کشیدن انقدر سخته؟!
منم بعضی روزا خوشحالم که مجبورم برم سر کار.چون به حال خودم باشم اصلا از جام تکون نمیخورم.نمیدونم دلیلش چیه.خستگی‌ شاید.

سلام. راستش چیزی که من از فروشنده‌ها دیدم این هست که تلاش دارند بیشتر از چیزی که درخواست می‌کنی بهت بفروشند. من نیز اگر فروشنده بودم مشتری خرد را هم می‌چسبیدم بالاخره مشتری است و باید جنسم را بفروشم. متاسفانه اگه این حالت خیلی ادامه دار باشه می‌تونه نشانه‌ای بر افسردگی باشه. برای من این حالت خیلی شدید هست.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد