The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

در میان نت‌ها

نمیدونم مشکل چی هست که مدیرعامل تایید نکرده واریزی صورت بگیره، اما از همکاران شنیدم که این هفته خبری از حقوق نیست. در حساب معاملاتی‌ام مقداری اندکی دلار داشتم که امروز همه رو فروختم تا بتونم اجاره خونه این ماه که موعدش یکی دو روز دیگه هست رو پرداخت کنم. میدونم توی وضعیت بدی دلارها رو فروختم و حساب معاملاتی‌ام رو خالی کردم. حقیقتا مجبور بودم و هیچ پول نقدی نداشتم حتی مقدار اندک برای رفع نیازهای روزمره چه برسد به پرداخت اجاره خانه. اخیرا کتاب قمارباز داستایفسکی رو تمام کردم. با توجه به تجربه معاملاتم احساس لذت برد و درد باخت قمار را با سود و زیان خودم تطبیق می‌دادم. نحوه‌ی خرج کردن پول‌های حاصل از برد که چند هفته‌ای زندگی در پاریس بود را دوست داشتم. یک جایی هم مقایسه‌ای کرده بود بین خودش و روتشیلد که پولی که در نظر او خرد است در نظر من کلان است، به شدت از این مقایسه لذت بردم. کتاب قبلی که تمام کردم گوبسک رباخوار، از بالزاک بود. راستش من عاشق توصیفات بالزاک هستم و اعماق روحم را ارضا می‌کند. به نظرم داستایفسکی در حفظ سیر داستان بسیار قوی است. اما در توصیف بالزاک چیز دیگری است و به لایه های ناخودآگاه ذهن می‌رود. در مجموع قمارباز را بیشتر دوست داشتم. من با باباگوریو بالزاک را شناختم و علاقه ای عمیق به او دارم، بعد از آن میل به خواندن بیشتر از بالزاک در من شدت گرفت. کلا سلیقه‌ی ادبی من سمت فرانسه است و بیشتر نویسندگانی که دوست دارم، فرانسوی هستند. البته از نویسندگان روس بیشتر تجربه خواندن داستان کوتاه چخوف و داستان‌های گوگول را داشتم که بسیار پسندیدم. فکر می‌کنم باز هم از داستایفسکی کتاب بخوانم، طوری که من حدس می‌زنم احتمالا قمارباز بهترین کتابش نیست. دیروز هندزفری‌ام خراب شده بود، در مسیر رفت و برگشت حال خوبی نداشتم و سرگردان بودم. گویا نمی توانستم از مسیر لذت ببرم، چون موزیک نبود. دلم می‌خواهد یک هندزفری جدید بخرم. خوشبختانه یک هندزفری مستعمل در خانه داشتم که امروز توانستم با آن مسیر را لذت بخش کنم. من عاشق برند سنهایزر هستم، البته گران است. لاکچری ترین چیزی که دوست دارم داشته باشم و از هزینه کردن پول برایش از دل و جان مایه می‌گذارم. همین برند سنهایزر است، حالا هدست، هدفون و هندزفری باشد. البته یه مشکلی که باهاش دارم اینه که اونقدر سیم‌هاش نازک هست که دلت نمیاد مداوم و روزمره استفاده کنی. البته الان ورژن‌های بلوتوثی اومده و شاید این مشکل مثل گذشته بولد نباشه. خلاصه عمیقا دلم می‌خواد واسه خودم یه دونه بخرم شاید کادو تولد خریدم. این روزها عمیقا از موسیقی و مطالعه لذت می‌برم، مرا از دنیای وحشتناکی که در آن هستم جدا می‌کند و به سرزمین رویاها می‌برد.

نظرات 4 + ارسال نظر
یه مرد چهارشنبه 5 دی 1403 ساعت 09:37 http://Whiteshadow.blogsky.com

ماشالله خوش سلیقه هم هستی
رفتم قیمت‌هاشو نگاه کنم و برات بعنوان کادو تولد بخرم
دیدم ۲۵ میلیون تومنه

همه چیش،گرونه

مرسی از لطف و محبتتون. آره خیلی گرون شده من یادم میاد سال 1393 حدود سیصد هزار تومن برای یه هدفون سنهایزر هزینه کردم. حدود دویست هزار تومن هم واسه یه هندزفری سنهایزر هزینه کردم. راستش تو این همه سال یک بار هم قیمت‌ها رو چک نکرده بودم. میدونستم گرون هست اما در این حد انتظار رشد رو نداشتم.

محمدرها سه‌شنبه 4 دی 1403 ساعت 14:57 http://Ikhnatoon.blogfa.com

اهل کتاب که می بینم لذت میبرم. گاهی وقتا حس میکنم مثل پرنده هایی که با تکاپو دور بر خودشون یک لونه میسازن، باید رفت تو فاز خوندن و نوشتن. البته موسیقی هم در کنار این دوندگیها مثل داروی آرامشبخش عمل میکنه.
شاد باشید و ایام بر وفق مراد

من از بچگی با کتاب و موسیقی بزرگ شدم و زندگی کردم. من نیز نسبت به آدم های اهل کتاب حس خوبی دارم. موسیقی دنیایی هست واسه خودش و گاهی شبیه مخدر عمل میکنه.

monparnass سه‌شنبه 4 دی 1403 ساعت 13:27 http://monparnass.blogsky.com

"این روزها عمیقا از موسیقی و مطالعه لذت می‌برم، مرا از دنیای وحشتناکی که در آن هستم جدا می‌کند و به سرزمین رویاها می‌برد. "

خیلی هم عالی
این دوتا در کنار ورزش و فیلم و سریال
چهار مخدر مجاز ، مشروع و مورد پذیرش هستند که
کارشون جدا کردن ما از مشکلات
حتی برای زمانی محدوده.
من از کتاب و سریال و ورزش
در طول یک روز استفاده می کنم .
کتاب رو زمان خوردن صبحونه می خونم
ورزش رو چهار شب در هفته سالن می رم
و
سریال رو در زمانهای بیکاری بعد از ظهر
یا قبل از خواب می بینم .


پ.ن :
در مورد کتاب خوانی
من ژانر فانتزی رو پیشنهاد می کنم
سالم تر و روحیه بخش تر از بقیه ژانر هاست
و پر تنوع
کتابهایی مثل
هری پاتر
ارباب حلقه ها
آرتمیس فاول
نجات ارداس
و دهها کتاب دیگه .

راستش خیلی دوست دارم ورزش کنم ولی همیشه از ورزش بدم می‌اومد، فقط پیاده روی می‌کنم. فیلم دیدن رو خیلی کمتر ترجیح می‌دهم و فقط هر وقت حوصله هیچ کاری نداشته باشم، به سراغش میرم. روتین جالب و خوبی دارین. هری پاتر را در دوران نوجوانی خواندم و اتفاقا جز کتاب های محبوبم بود. بدم نمیاد یه ناخنکی به این ژانر بزنم. هرچند من ادبیات کلاسیک رو بیشتر می‌پسندم.

مهرداد سه‌شنبه 4 دی 1403 ساعت 11:16

سلام
با وجود همه سختی ها. پناه خوبی یافتید کتاب.
از میان کتابهایی که نام بردید قمارباز را خوانده‌ام و من هم با شما درباره‌اش هم نظر هستم. کتاب جمع و جور و خوش خوانی‌ست که برای شروع خواندن آثار داستایفسکی هم می تواند گزینه بسیار مناسبی باشد.

به یاد دارم من هم از تجربه خواندنش در چند سال پیش بسیار راضی بودم. یادداشتی هم در کتابنامه درباره تجربه نوشته بودم:
https://ketabnameh.blogsky.com/1397/07/03/post-65

سلام. من از بچگی با کتاب و موسیقی زندگی کردم. مرسی از پیشنهادتون، حتما یادداشت شما را می‌خوانم.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد