The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground
The Conqueror Worm

The Conqueror Worm

Change changing places, Changes, Root yourself to the ground

بازارهای مالی

یه سهم خریدم به اسم "قشهد" این سهم خیلی خوبه این چند روز که بازار منفی بود پر قدرت صف خرید بود و سبزی چشم نوازی به پرتفوی قرمز من داد. بالاخره کارت ملی رو برداشتم و رفتم یه دونه سکه خریدم به قیمت بیست و هشت میلیون و پانصد هزار تومان که این قدر ورودم به این بازار پرقدرت بود که از اون روزی که خریدم مدام قیمتش افت کرده و لیک جز افسوس ثمره ای برای من نداشت. امروز قدری تایم آزاد داشتم راجع به دهک های درآمدی سرچ کردم چیزی دستگیرم نشد جز چند مطلب قدیمی که درآمد دهک دهم بالای ده میلیون تومان است. با این احتساب باید تعداد افرادی که همچین درآمدی دارند بسیار باشد. در مورد گرفتن وام نیز سرچ کردم به این نتیجه رسیدم تا زمانی که محل خرج کرد وام مشخص نشده باشد بدون هدف وام گرفتن ایده روشنی نیست. بیشتر مقروض می شوی و به دردسر می افتی. از همکارم پرسیدم حقوق رو گویا یکم هر ماه واریز می‌کنند، من باید هفت هشت روز دیگر در انتظار حقوق باشم البته وضع مالیم چندان مناسب نیست اما چاره چیه باید صبر کنم. 

حکایت این روزها

امروز صبح اومدم آشغال‌ها رو ببرم بیرون که زن همسایه یک کارتن داد دستم و گفت اینم با خودت ببر، نزدیک سطل زباله، یه زباله‌گرد ایستاده بود که کارتن رو ازم گرفت. زن همسایه جدید کف حیاط داشت فرش می شست. حس خوبی بهشون ندارم بی نهایت پر رو هستند. یه سلام بهشون بدی بی چاره ای مثلا همین کارتنی که داد دستم دومین برخورد زشتش با من بود. بچه هاشون هم کف حیاط هستند و مدام در حال سروصدا کردن هستند. اگه جای مناسب پیدا کنم قطعا میرم. دیروز رفتم سکه بگیرم بهم ندادن گفتن حتما باید کارت ملی داشته باشی و منم دست از پا درازتر راهی خونه شدم. همسایه ها رو مخم هستند. از اون بیشتر کلافه ام که پولم رو درست مدیریت نکردم شاید اگه درست و حسابی سرمایه‌گذاری کرده بودم الان وضعم این نبود و میتونستم به خرید خونه فکر کنم. یه دوره‌ای که بیمار شدم که از دنیا به اندازه یک سال عقب افتادم نتونستم کار کنم. در نتیجه پولی هم پس انداز نکردم که برای روزهای سخت پشتوانه زندگیم بشه. پایان نامه رو مخم هست هر زمان بهش فکر می کنم واقعا دلم می خواد خودمو بکشم. کاش یه شرایطی پیش بیاد بنویسم تموم شه بره. روزهای خوبی نیست تنهام و بی‌پناه و دارم بار زندگی رو به دوش میکشم در حالی که خسته و نالان هستم. دارم سرفه می کنم خداکنه کرونا نباشه من طاقت بیماری رو ندارم. 

حقوق پایین

امروز صدام زدند و چندتا برگه گذاشتند جلوی روم که امضا کنم مثلا قراردادم بود که توش مبلغ حقوق هم درج شده بود. حقوق نسبت به شرکت قبلی پایین تر بود و من همین طور ناراحت توی خودم بودم. فعلا سه ماه آزمایشی هستم. امروز قدری انگیزه ام رو برای کار از دست دادم. اما نشستم با خودم فکر کردم که باید قوی باشم. باید کارهایی که بهم محول میشه به بهترین شکل انجام بدم. باید اول مطمئن شم بعد سه ماه اینجا ماندگار هستم یا نه بعد دعوای حقوق راه بندازم. فعلا باید سکوت کنم. البته تا رقمی پرداخت نشه آخر ماه صرفا بر اساس یه برگه که حتی حکم حقوق هم نبود نمیشه نظر داد. گاهی وقت ها تو بعضی شرکت ها عدد دریافتی بیشتر از حکم حقوق می شد. باید حداقل تا آخر ماه منتظر بمونم که یه مقایسه ای داشته باشم بعد که شرایط رو سنجیدم دنبال راه حل برای بهبود اوضاع باشم. 

پاسخ به چالش

آقای رعد خواستن که در چالشی شامل پرسش های زیر شرکت کنیم. دوست داری عاشق شی ازدواج کنی یا سنتی؟ طبعا دوست دارم عاشق بشم و به ازدواج منتهی بشه. همین الان چقدر پول تو حسابت هست؟ حدود چهل تومنی هست. کدوم بازیگر میتونه نقش تو رو بازی کنه؟ صبا کمالی. ترسناک ترین اتفاقی که افتاده؟ همین چند ماه پیش چیزایی می دیدم و می شنیدم که بقیه نمی دیدن و نمی شنیدن خیلی روزهای سخت و ترسناکی بود. یکی از شایعاتی که درباره خودت شنیدی؟ میگفتن با یه پسری دوستی در حالی که باهاش دوست نبودم و اصلا هیچ وقت حتی باهاش حرف نزده بودم. اولین کراش شما به سلبریتی کی بود؟ خیلی بچه بودم دوران جهالت شادمهر عقیلی الان اصلا اون سبک موزیک رو دنبال نمی کنم و گوش نمیدم. زیر دوش چه آهنگی می خونی؟ هیچی. از بچه کدوم فامیل یا دوست و آشنا بدت می اومد؟ هیچکدوم. اگر پلیس بگیردت دوست صمیمیت فکر می کنه به چه جرمی دستگیر شدی؟ به جرم نشر اکاذیب یا جرم های سیاسی. دوست داری برای همیشه تو چه سنی بمونی؟ توی دوران کودکی.

همسایه بد

امروز وقت گذاشتم چهار تا مطلبی که قرار بود هفته بعد آماده کنم، تموم کردم و فرستادم. حدود یه هفته‌ای میشه میرم سرکار حجم کاری به نسبت زیاد هست. فعلا بد نیست و همه چی اوکیه. امشب به خودم جایزه دادم و سیب زمینی سرخ کرده درست کردم. همسایه طبقه بالایی قصد رفتن داره خیلی رفتارهای ناشایستی انجام میده، مثلا توی حیاط فرش شستن وسایل هاشون رو همه گذاشتن کف حیاط مدام در حال آب هدر دادن و شستشو هستن  و خیلی شلوغ کاری می کنند انگار که آزاد شده باشند از زندان قبلا که همسایه دیگه هم بود رفتاراشون خیلی متعارف بود. یه شب خواب بودم که ساعت یک زنگ در رو زدند فکر کنم همین ها بودند هرچند من در رو باز نکردم آرزو می کنم هر چه سریعتر بروند. پشت پنجره من هم کلی وسایل گذاشتن اصلا نور نمیاد داخل اتاقم و کلافه ام کردند. 

کار اونم دو تا

من کار پیدا کردم بالاخره مصاحبه رفتن ها نتیجه داد و من کار پیدا کردم. یکیش کارآموزیه با حقوق وزارت کار دیگری کارشناس هست با حقوق بالاتر هست. کارآموزیه راهش چند دقیقه ای نزدیک تر هست. کارآموزیه خصوصیه و کارشناسیه دولتی هست. ساعات کاری کارآموزی هشت صبح الی پنج عصر هست. ساعات کار کارشناسی فعلا که تابستون هست از شش و نیم صبح الی دو و نیم بعد از ظهر هست. من حقیقتا سر انتخاب موندم. از طرفی اون بعد آموزشی و کارآموزی دلم میخواد. از طرفی این کارشناسی هم محیط خوب و آرومی داره و خوب پول بهتری هم میدن. شما جای من بودین چیکار می کردین؟ کدوم رو انتخاب می‌کردین؟ موندم سر دو راهی و البته برام سخته که به خصوصیه نه بگم. امروز برای آشنایی با محیط دولتیه رفتم سر کار و روز نسبتا خوبی بود. کارمندا خوب بودن و همکارهای خوبی دارم. 

باگ‌های روزمه

رزومه من روزمه نسبتا خوبیه، دانشگاه خوبی درس خوندم و شرکت‌های خوبی کار کردم. معمولا رزومه میفرستم گاها دعوت به مصاحبه میشم. اما ضعف من چیه؟ اینکه توی مدت کوتاهی جاهای زیادی کار کردم و زیاد جابه جا شدم. کارفرما وقتی این رو میفهمه کمتر بهم اعتماد می کنه و میترسه چند ماه بعد شرکت رو ترک کنم. البته استعفاهای قبلی من یه بخشیش از خامی بوده قبول دارم. دومین ضعف هم عوض کردن فیلد کاری هست و وارد شدن به حوزه‌ای که فقط بهش علاقه دارم و تجربه کاریم کم هست. بسته به سبک مصاحبه معمولا یه جا من شکست می خورم و ضعفم بر ملا میشه سر این داستان هست که مصاحبه ها تبدیل به پوزیشن شغلی نمی شوند. شدم عین این‌ها که همه جا میرن خواستگاری ولی بهشون زن نمیدن و رسوای خاص و عام و شهره شهر شدند. 

بازار ریزشی

امروز شاخص کل بورس حدود پنجاه هزار واحد افت کرد. دلار در کانال چهل و هشت هزار تومان قرار گرفت و سکه هم حدود بیست و هفت میلیون شد. بازار خودرو هم به خاطر واردات خودروی دست دوم ریزش داشت. یه جورایی همه ی بازارها ریزشی هست، حقیقتا پولی هم برای سرمایه گذاری نیست که بگیم پول سرگردان راه خودش رو پیدا می‌کنه و به یک بازاری ورود میکنه. عرضم به حضور انورتون من همچنان بیکارم نمونه یک شخصی که در مخارج اولیه زندگی مانده است الان پول از کجا بیارم سرمایه‌گذاری کنم و به بازارهای مالی جان دوباره بدم حقیقتا نشستم دارم لذت میبرم از ریزش بازارها، البته مقدار اندکی پول در بورس سرمایه‌گذاری کرده‌ام که تبدیل به ضرر شد در این یکی دو ماه اخیر و نظاره گر ضرر روی ضرر هستیم. اوضاع مالی شما چطور است؟ همه چیز بهم ریخته مثل من یا اینکه روال است؟

قبض برق

امروز از صبح که بیدار شدم سطح انرژیم پایین بود. یه جا قرار مصاحبه داشتم نرفتم. زنگ زدن چرا نیومدی؟ گفتم سردرد داشتم. یه پایان نامه رو نصفه نیمه رها کردم حسش نبود کامل بخونم. حس هیچ کاری نداشتم. فقط توی نت چرخیدم برای خودم تا زمان بگذره. راستی قبض برق هم اومده جدیدا من شب ها توی نور می خوابم علتش هم این هست چندتا سوسک دیدم توی خونه گویا اون ها عاشق تاریکی هستند. من هم سعی کردم کاری کنم جرات حضور نداشته باشند. دیگه همش خونه بودم لپ تاپ روشن بوده گاها چراغ روشن بوده نمی خوام به زیاد بودن مبلغش فکر کنم هر چند بیکارم و خیلی مخارج داره بهم فشار میاره اما چاره‌ای نیست. نمی دونم با این وضع من تا کی بیکارم و آیا امیدی هست برم سرکار؟ 

تحلیل بنیادی

امروز یه فایل که از شرکت قبلی داشتم رو بررسی کردم و متوجه شدم فقط یه سری اختلاف جزئی تو تحلیل‌هام با معیارهای کارفرما قبلی بوده و تحلیل من از اساس مشکل نداره فقط یه سری نکات ریزی باید واردش بشه که کیفیت تحلیل بالا بره. من سر این داستان خیلی اعتماد به نفسم پایین اومد و الان که بررسی کردم قبلا هم که کتاب خوندم متوجه شدم اصل داستان اوکیه یه سری نکات ریز رعایت کنم به کلی همه چیز عالی میشه. یوتیوب ویدیوی یه شخصی رو دیدم که استعفا داده بود تا کسب و کار خودش شروع کنه دیدنش امید به زندگی منو افزایش داد. چندتا سهم تحلیل کردم و خریدم با این فاز که کرایه خونه این ماه رو دربیارم متاسفانه امروز بازار خوب نبود و فقط یکی از اون‌ها وارد سود شد. چندجا رزومه فرستادم دعوت به مصاحبه شدم ولی چه فایده وقتی اعتماد به نفس ندارم و تو مصاحبه من من می کنم واقعا ارزش نداره باید یه کم به خودم متکی باشم تا اعتماد به نفسم بیاد بالا که مصاحبه ها موفقیت آمیز باشند. به نظر شما باید چیکار کنم که بتونم تو مصاحبه خوب صحبت کنم و اعتماد به نفسم چطور بالا بیارم؟