تقریبا بیست روزی میشه که در حال ضرر دادن مداوم هستم و هر چه این مدت در بازار به دست آوردم، به علاوه بخشی از اصل پولم رو از دست دادم. برای جلوگیری از کال مارجین شدن مجبورم شدم قرض بگیرم و حسابمو شارژ کنم. به لحاظ روحی داغونم و حتی بهش فکر می کنم متوجه میشم که بدنم داره علائم حیاتیش رو از دست میده اینقدر که شدت فشار روانی زیاد هست. یه جمله تو یکی از کتاب های سرمایهگذاری هست که میگه شما در بازار از شخصیتتون پول درمیآورید. روانشناسی بازار حتی وزن بیشتری نسبت به تحلیل تکنیکال و بنیادی و سنتیمنت دارد. اشتباه بزرگ من در همه پوزیشنهای زیان ده بازی که دارم این هست که طمع کردم. من از روند تو معاملات قبل سود خوبی گرفتم و به اون سود قانع نبودم و دوباره پوزیشن باز کردم غافل از اینکه روند رو به پایان بوده است. حتی تو این مدت رفتم امامزاده صالح و اون حوالی تسبیح خریدم. نذر کردم اگر ضررم جبران شد، پنج تسبیح در حرم امامزاده صالح بگذارم. اما این ضررها این قدر جونم رو گرفته که نای دعا کردن هم ندارم. همه امیدم به مذاکرات قاهره و آتش بس هست. شاید این اتفاق تا حدودی بخشی از ضررهای من رو پوشش بده. در همین لحظه هشتصد و سی دلار در ضرر هستم. هیچ ایده ای ندارم چطور می خواهم جبران کنم.
ترور اسماعیل هنیه باعث شد که قیمت نفت و طلا در بازارهای مالی رشد خوبی داشته باشد و من توانستم پوزیشنهای معاملاتی که اوضاع خوبی نداشتند سر و سامان دهم و با سود اندک خارج شوم. حتی تا دو روز بعد هم اوضاع خوبی به لحاظ سود دهی معاملات داشتم. الان فقط یک پوزیشن زیان ده دارم. تا حدودی نگرانی عمده من برطرف شد. حتی نقره هم خریدوفروش کردم و سود اندکی به دست آوردم. نگرانی جدیدم این است که ممکن است بروکر کلاهبردار باشد و پول مرا پس ندهد، در قسمت کامنتهای معرفی کارگزار چیزهای خوبی راجع به آن نوشته نشده بود و مشخص بود کامنت های مثبت تصنعی و احتمالا توسط نیروهای خود کارگزاری نوشته شده است. باید با یک سیستم مدیریت سرمایه پولم را خارج کنم و حتی به تغییر کارگزار فکر کنم. چند وقت پیش فیلترشکن موبایلم از کار افتاد و من با دانلود کردن فیلترشکنهای مختلف و تست آنها به طور ناخواسته به گوشیم آسیب زدم. گویا فایلها ویروسی بود. موبایلم به سختی روشن میشود و اخیرا به جایی رسیده است که اصلا روشن نمیشود. برای تعمیر بیرون بردم و یک میلیون و پانصد هزارتومان از من گرفت. خلاصه گوشی روشن شد اما این حالت کمتر از نصف روز پایدار بود و دوباره گوشی به حالت قبل برگشت و دیگر روشن نمیشود. سیم کارتم روی گوشی قدیمی انداختم و فقط امکان برقراری تماس و پیام کوتاه دارم. باید گوشی جدید بگیرم اما اوضاع مالی اصلا خوب نیست و ایدهای ندارم برای تامین نقدینگی و خرید گوشی باید چیکار کنم. دیگر هیچ سهامی برای فروش ندارم. فکر میکنم تا آخر ماه با این شرایط باید بگذرونم پس از واریز حقوق به خرید موبایل میتوانم فکر کنم.
حدود یک سال از مدت حضورم در شرکت میگذرد، به همین دلیل از شرکت تقاضای وام ضروری کردم که مبلغ آن صدمیلیون و بدون بهره بود. برای مصرف وام چند گزینه دارم. میتوانم در طلا و فارکس سرمایهگذاری کنم و از طرفی می توانم به عنوان پس انداز برای پول پیش خانه طی چندماه آتی نگه دارم. دیشب معاملاتم را بررسی کردم، من در حساب دمو حدود چهار برابر حساب واقعی بازدهی داشتم. دلیل بازدهی کمتر من در حساب واقعی استفاده از سیستم مدیریت سرمایه بود که شرایط ریسک در آن کمتر بود. علاوه بر طلا، نفت وست تگزاس اینترمدیت، بیت کوین و بیت کوین کش هم معامله کردم. در طلا و بیت کوین کش چندان موفق نبودم و همچنان پوزیشن باز دارم. یک کتاب راجع به معاملهگری میخوندم نویسنده گفته بود که حساب چند هزار دلاری را به حساب چند میلیون دلاری تبدیل کرده است و من این رویا در ذهنم پدیدار شد که ممکن است برای حساب معاملاتی من یک روز چنین اتفاقی بیفتد. یه ویس هم گوش میدادم طرف می گفت رویا داشتن صندوق سرمایهگذاری دارد و یادم آمد سالها پیش چنین رویایی داشتم، البته ایشان سود چهار درصدی در ماه داشت و روی طلا و نفت معامله نمیکرد. به نظرم توی زندگی باید ریسک کرد تا بتوان رشد کرد. بنابراین من باز هم طلا و نفت معامله خواهم کرد.
این ماه حقوقم واریز شد و من همون روز پس از کسر مبلغ اجاره و سایر هزینههای ضروری بقیه رو به دلار تبدیل کردم و به حساب کارگزاری واریز کردم. تقریبا دو روز آخر هفته روی جفت ارزها در بازار فارکس پنج پوزیشن معاملاتی داشتم. اشتباه اصلی من عدم مقایسه نوع حساب ها بود و اینکه از حساب ای سی ان استفاده کردم. در حالی که حالت بهینهتر استفاده از حساب استاندارد هست که در مقایسه با ای سی ان اسلیپیج ندارد و اسپرد کمتری هم دارد. به خاطر اسلیپیج و اسپرد معاملات من زمان طولانی داشت با توجه به اینکه من در تایم فریم یک دقیقهای معامله می کنم بعضا تا بیست و چهار ساعت هم طول کشید که من بتونم با سود اندک یک دلاری معامله رو ببندم. البته دو تا موقعیت باز دارم بدون استاپ لاس که تقریبا هر دو بدون منطق و از سر هیجان برای جبران ضرر پوزیشن های دیگه بود. تکلیف این دو تا پوزیشن مشخص بشه احتمالا حساب ای سی ان رو میبندم و سراغ حساب استاندارد میروم. با توجه به اینکه در همین دو روز قیمت دلار پانصد تومان رشد کرد احتمالا کارانه این فصل رو به دلار تبدیل کنم و حساب استانداردم رو شارژ کنم. البته هیچ ایده ای ندارم که اون دو تا پوزیشن رو ظرف چه مدت میتونم ببندم اما پس از بسته شدن به حساب استاندارد انتقال میدهم. هرچند این قدر هیجان دارم برای معامله که صبر ندارم تا اون دو تا پوزیشن بسته بشه و پول جدید به حسابم تزریق میکنم. امیدوارم فقط پشیمون نشم و خطای معاملاتم چندان زیاد نباشه. از این هایی نباشم که هر چه اندک اندک سود جمع کرده بودم در یک معامله از دست بدم و به خاک سیاه بنشینم. باید برای استاپ لاس اساسا فکر کنم و تدابیر جدی بیندشم. من سه تا حساب دمو دارم و از وقتی با حساب ریل کار کردم حساب های دمو رو اصلا حتی چک هم نکردم و به نظرم شوخی می اومد و حتی وقت تلف کردن بود اما در ابتدای کار باعث شد ترس من از بازار بریزه و تجربه کسب کنم. هر چند ایرادش این بود که اسلیپیج نداشت و من در حساب ریل برای اولین بار با این پدیده مواجه میشدم هر چند قبلا تو کتابها در موردش خونده بودم ولی تصور من این بود موقعی که از اون کندل دو متریها داریم این اتفاق میافته اما تقریبا در همه حال رخ میده و از کنترل معاملهگر خارج هست.
سهشنبه هفته پیش به همراه مدیران سرمایهگذاری و تحلیلگران بازار سرمایه، تهران را به مقصد زنجان ترک کردیم و از کارخانه اکتیو بازدید کردیم. نکته جالب این بازدید تصفیه پساب صنعتی به آب قابل مصرف برای کشاورزی و پرورش ماهی بود. پنجشنبه هفته گذشته آش دوغ درست کردم که طعم خوبی داشت، حس می کنم کمی دستپختم نسبت به ماههای اخیر بهتر شده است. در حال حاضر به لحاظ مالی در مضیقه هستم و محدودیت شدیدی در هزینه های خود اعمال کردهام. بودجهای معادل پانصد هزار تومان برای خرید کتاب در نظر گرفتهام که مقدار بسیار محدودی با توجه به افزایش قیمت کتاب ها است. شاید هر ماه چنین بودجهای برای خرید کتاب اعمال کنم که البته بسته به سطح مطالعه و علایق جدیدم ممکن است تغییر و تداوم یابد. با توجه به افزایش قیمت کتابها حس میکنم اشتباه کردهام که چند سال اخیر کمتر کتاب خریدهام، از طرفی چندان پشیمان نیستم چون سلیقهام قدری تغییر کرده است. شب ها راحت به خواب می روم و صبح ها سخت بیدار میشوم. بی توجه به صدای آلارم به خوابم ادامه می دهم و بدی ماجرا این است که کما فی السابق آلارم را در روزهای تعطیل قطع نمی کنم. همین ماجرا بی تفاوتی من را به آلارم در روزهای عادی که باید به سر کار بروم کاهش داده است. برای برخاستن از خواب و رها کردن رختخواب بسی مشکل دارم و این اتفاق تازه ای نیست ماه هاست که با آن درگیر هستم، شاید از وقتی که به سر کار میروم. همچنان این چالش بیدار شدن را دارم و با دیدن زبالهگردها و افراد در مترو به خودم میگویم ببین افراد زیادی از خواب بیدار شدهاند و دارند برای زندگی تلاش میکنند و تو تنها نیستی و این گونه قدری میل خود را به خواب صبحگاهی سرکوب میکنم.
تقریبا یک روزی میشه که معاملات دمو فارکس رو شروع کردم و بیش از ده تا پوزیشن معاملاتی داشتم که چندتایی هنوز باز هست و اون هایی که بسته ام رو همه با سود خارج شدم. یک اکانت صد هزار دلاری روی گوشیم دارم و یک اکانت سیصد دلاری روی سیستم دارم. خوبی اکانت سیصد دلاری این هست که معاملات بیشتر به واقعیت نزدیک هست. اکانت صد هزار دلاری کار کردن باهاش سخت تر هست، شاید چون من قبلا با اکانت پانصد دلاری کار کردم تجربه ام تو مدیریت سرمایه کم بهتر هست. با توجه به وضعیت بازار ترکیب جفت ارز رو انتخاب می کنم و بر مبنای روند پوزیشن معاملاتی میگیرم. اسپرد در طول معاملات و محاسبه سود مدام تغییر می کنه، یکی از عیبهای من عدم توجه به اسپرد هست که تازه متوجه اش شدم. از یه سری اندیکاتورها استفاده می کنم اما احساس می کنم پایبندیم به روش های معاملاتی کم هست و بیشتر بر مبنای احساس ترید می کنم. باید به یه ثبات در استراتژی معاملاتی برسم. من دیشب روی هر دو اکانت پوزیشن باز داشتم و خوابیدم. برای اولین بار در عمرم بود که پوزیشن باز داشتم و خوابیدم. اتفاقا گین خوبی هم گرفتم و تجربه جالبی بود که باز هم تکرارش می کنم. به نظرم به تعداد آدم ها راه و روش برای معاملهگری وجود دارد، آدم توی ترید خودش رو پیدا می کنه و بهتر می شناسه. با ترس ها و شکست ها مواجه میشه جلوی طمع خودش رو میگیره و گاهی ریسک میکنه، گاهی برای جبران یک شکست دست به ریسک بزرگتری میزنه بر مبنای احساسش که لزوما به موفقیت ختم نمیشه. دیشب در حین مطالعه مدام پوزیشن های باز رو چک می کردم، تمرکزم روی مطالعه کمتر شد و ذهنم درگیر بود، اما زمان و آرامش دادن باعث شد سود کنم. یاد گرفتم اگه بر مبنای منطق تصمیم گیری کنم میتونم در حین انجام کارهای روزمره هم ترید کنم و لازم نیست به مانیتور خیره بشم و چشم از پوزیشن معاملاتی برندارم. باید این زمان دادن به معاملات رو آزمایش کنم. شاید گاهی خطرناک باشه مخصوصا زمانی که پای پول واقعی در میان هست.